تصاویر دیدنی از شب های کره زمین
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
تبلیغات به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: شخصی،
ز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمنماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است. در
سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در
روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی
داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو
ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. .در
ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش
از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا
مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز
سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و
گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز
زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر
تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا
گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ
ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.. اکثر
فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن .
ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی
ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به
اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو
عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست
که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه
بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران
باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم
داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز
اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند
است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند
است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و
روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده،
مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می
ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر
خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان
نماد عشق می پنداشتند. در
هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام
ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا
شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت.
همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه
دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست . . ولنتاین 2- کیوپید(CUPID):
کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان
با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از
تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق می شود. کـیوپید در
واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی
لغوی آن «آرزو » است. کیوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد.
همتای کیوپید در افسانه های یونانی اروس (EROS) نام دارد. کیوپید(CUPID) 3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند. نمادهای ولنتاین 4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت. ولنتاین 5- تور:
جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای
دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که
متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن می داد. 6- گره های عشق:
از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این
حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است. 7- علامت”X”: این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است. ♥ سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که ۸۵ درصد آنها توسط زنان خریداری میشود. ♥ سالیانه ۵۰ میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند. ♥
هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک
ولنتاین، عطر های ویژه ولنتاین , عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر
عاشقانه و یا هدیه کوچک. ♥ برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید. ♥ رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است. ♥ در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است. ♥ هویت ولنتاین مبهم است. در کل ۳ روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنیم. ♥
جشنواره ای به نام LUPERCALIA که ۱۵ فوریه در رم باستان میان کافران
متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این
جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند
گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای
حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از
پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر
کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای
شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های
ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. ♥همچنین
در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های
عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی
برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از
درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند.
(نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن
هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن
را ببینند! ♥ کلیسای کاتولیک حداقل ۳ قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز ۱۴ فوریه به شهادت رسیده اند. ♥
ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که
امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان
مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر
و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و
سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای
مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه
و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان
را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد. ♥
خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی
هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی
بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می
آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: “از طرف ولنتاین تو.”
این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود. ♥ ولنتاین
در روز ۱۴ فوریه اعدام شد. تقریبا در سال ۲۶۹ پس از میلاد. به گرامیداشت
وی کلیسایی در سال ۳۵۰ پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن
شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد. ♥ پاپ
اعظم GLASIUS فردی بود که روز ۱۴ فوریه را، در سال ۴۹۸ پس از میلاد، روز
ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین
آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام
دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید.
در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که
میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود
متجلی می ساختند. ♥
روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها
کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب
کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان
افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از
این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند. ♥ کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال ۱۴۱۵ و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت. ♥ روایت
دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما
از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما
کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر
آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون
سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال ۱۴ فوریه ۲۶۹ پس از میلاد اعدام شد. ♥
برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت
میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز ۱۴ فوریه جفت خود را انتخاب
میکنند. ♥ برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است. ♥
ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال ۱۸۰۰
کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست
نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی
جایگزین آنها گردید. ♥ در
گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع
آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا
مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که
در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه
هملت به این باور اشاره کرده است. ♥ در
برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه
میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان
ازدواج با آن مرد است. ♥ در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید. ♥ در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز
ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا
نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود:
“تو قلب مرا گشوده ای” یا “کلید دروازه قلب من دست توست.” ♥ برخی
باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در
این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد
کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند
شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. ♥ کودکان
انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و
خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند. ♥
اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این
دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید
به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی
موسوم به “روز سفید”(WHITE DAY) که تاریخ آن ۱۴ مارس میباشد مردان برای
جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر
خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است. ♥
در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها
محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این
روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها
خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و
همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه
زودتر معشوق خود را بیابند. ♥ بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود
این
ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود.
سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در
کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.

کلودیوس
به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به
ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه
عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این
جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند.
والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری
کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!
سپندار
مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می
کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز
زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون
اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!!
♥ سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد
۱- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده:
از آنجـایـی کـه قـلب مرکز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده
آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد میشود.
قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز می باشد.






۸- روبان قرمز:
این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنـگـامیکه عـازم جنـگ
بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود
میبردند.
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
آناهیتا (زهره) نام
دومین سیاره منظومه خورشیدی در زبان پهلوی ، به معنی پاک و نیالوده است و
فرشته موکل آبها را نیز به همین نام خواندهاند. زهره یا ناهید یکی از
سیارههایی است که میتوان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی
'ستاره شام' نامیده میشود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به
زمین نزدیک میشود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما میرسد.
در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشندهترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع
خورشید در مشرق دیده میشود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک
به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتیمتر مکعب است آئرولیت شهاب سنگی با آلیاژی مرکب از آلومینیوم ، مس و منگنز که تقریبا 86 درصد آن را آلومینیوم تشکیل میدهد. آپولو ، آپولون سیارکی
که در سال 1932 م. کشف شد. مدار این سیارک در نزدیکترین وضعیت به یازده
میلیون کیلومتری زمین میرسد. نام رب النوع اساطیری ، آفتاب و روشنایی
یونان (آپولون) ، بر روی این سیارک گذاشته شده است. آدراسیت یکی از شانزده قمر "مشتری" نام این قمر از نام "آدرست" یکی از پادشاهان اساطیری "آرگوش" اخذ شده است. آدرنیس
سیارکی که در سال 1936 م. کشف شد. این سیارک در نزدیکترین وضعیت به 4/2
میلیون کیلومتری زمین میرسد. تمام اساطیری "آدونیس" قهرمان یونانی که
زیباروی بود و افرودیت دلباخته او شد، بر روی این سیارک گذاشته شده است.
آریل یکی از پانزده قمر "اورانوس" که قطری در حدود 160/1 کیلومتر دارد. آستانه دمای ذرات درجه
حرارتی که هرگاه دما از آن فراتر رود مقادیر زیادی ذرات مادی از انرژی
تشعشعی پرتو جسم سیاه ایجاد میگردد. برای هر ذره مادی "آستانه دمای" خاصی
وجود دارد.
آستروئید سیارک آمالیتا یکی از شانزده قمر "مشتری" نام اساطیری رایه روزگار کودکی "زئوس" خدای خدایان یونان بر روی این قمر گذاشته شده است. آمور سیارکی که در سال 1932 م. کشف شد. مدار این سیارک در نزدیکترین وضعیت به 16 میلیون کیلومتری زمین میرسد. آنانک نام یکی از شانزده قمر "مشتری" نام اساطیری رب النوع (الهه) آگاهی و بصریت در یونان بر روی این کمتر گذاشته شده است. ابرون نام یکی از اقمار "اورانوس" که قطری در حدود 1550 کیلومتر دارد. اپیمدئوس یکی از اقمار "زحل" نام یکی از برادران قهرمانان اساطیری یونان "اطلس" و "پرومته" بر روی این قیر گذاشته شده است.
اروپا
یکی از اقمار گالیلهای مشتری با قطری در حدود 130/3 کیلومتر و 900 و 670
کیلومتر فاصله از سطح سیاره که تماس سطح آن را لایهای از یخ به ضخامت 100
کیلومتری پوشانده است. اروس سیارکی
ما بین زمین و مریخ که در سال 1898 م. کشف شده است، مدار این سیارک در
نزدیکترین وضعیت به کمتر از بیست و یک میلیون کیلومتری مدار زمین میرسد.
نام اساطیری خدای عشق که هم زمان با زمین متولد شده ، بررسی این سیارک
گذاشته شده است. اطلس
نزدیکترین قمر کشف به سیاره "زحل" نام قهرمان اساطیری یونان که به دستور
"زئوس" خدای خدایان به بر دوش کشیدن زمین محکوم شده بر روی این قمر گذاشته
شده است. افلیا
نام یکی از پانزده قمر "اورانوس" که در دهخه 1980 م . کشف شده است. نام
یکی از قهرمانان نمایشنامه "هملت" اثر ویلیام شکسپیر ، بر روی این قمر
گذاشته شده است. اقمار گالیلهای چهار قمر "یر" ، "اروپا" ، "گانیمید" و "کالیستو"
که در سال 1610 م. بوسیله "گالیله" کشف شدهاند. قمر این چهار قمر به
ترتیب 3640 ، 310 و ، و5 ، 850 و 4 کیلومتر است. این چهار قمر را با
نمادهای JIV,JIII,JII,JI نیز نشان میدهند که ترکیبی از اعداد یک تا چهار
رومی و حرف اول نام اروپایی مشتری (حرف J) است. الیمیوس
یکی از چهار آتشفشان خاموش مریخ و بلندترین کوه سرتاسر منظومه خورشیدی.
نام اساطیری پرورش دهنده دوران کودکی "زئوس" خدای خدایان یونان ، بر روی
این آتشفشان گذاشته شده است. امبریل نام یکی از قمرهای "اورانوس" که قطری در حدود 190و1 کیلومتر دارد. انسلادوس یکی از قمرهای "زحل". اورمزد نام باستانی سیاره مشتری که از مخفف نام "اهورامزدا" خداوندگار زرتشتیان اخذ شده است و همچنین نام روز اول از هر ماه خورشیدی.
ایکاروس
سیارکی واقع در حد فاصل عطارد و خورشید که نزدیکترین جسم آسمانی به خورشید
است. نام اساطیری رب النوع "ایکاروس" که با بالهائی از موم به سوی خورشید
پرواز نمود، بر روی این سیارک گذاشته شده است. 
بدر ماه تمام ، ماه شب چهارده ، آیبک ، اهله قمر. پاسیفا یکی از شانزده قمر "مشتری". پالاس دومین سیارکی که در سال 1802 م. کشف شده و فاصله متوسط آن از خورشید 8/2 واحد نجومی است. پاندورا
یکی از هفده قمر "زحل" نام اساطیری "پاندور" نخستین زنی که توسط "زئوس"
خدای خدایان یونان باستان خلق شد، بر روی این قمر گذاشته شده است. پرومتئوس یکی از هفده قمر "زحل" نام این قمر از نام "پرومته" یکی از پادشاهان اساطیری "کولوفون" اخذ شده است. پورتیا یکی از قمرهای سیاره "اورانوس" که در سال 1986 م. هنگام عبور سفینه "ویه جر (Voyager)" نزدیکی سیاره ، کشف شده است. پوک یکی از پانزده قمر سیاره "اورانوسگ که در سال 1985 م. هنگام عبور سفینه "و به جبر (Voyager)" از نزدیکی سیاره ، کشف شده است. تالاسا یکی از هشت قمر نپتون. تبه یکی از قمرهای شانزده گانه "مشتری" نام اساطیری دختر پادشاه "کولوفون" بر روی این قمر گذاشته شده است. تتا – نهر ستارهای با قدر ظاهری 1/3 واقع در صورت فلکی "نهر (جوی)" که بعضا "آخر النهر" نیز نامیده شده است. تتیس یکی از هفده قمر "زحل". 
تریتون بزرگترین قمر از قمرهای هشت گانه نپتون که با دمایی منفی 235 درجه سانتی گراد ، سردترین جسم منظومه خورشیدی است. تلستو
یکی از اقمار هفده گانه "زحل" نام اساطیری یکی از چهل و یک فرزندی که از
ازدواج دختران "تتیس" و "اقیانوس" ، قهرمانان اساطیری با خدا ، این افرباد
شبه متولد شدند ، بر روی این قمر گذاشته شده است. تیتان بزرگترین قمر از قمرهای هفده گانه "زحل" و تنها قمری که پیرامون آن "جو" مشاهده میشود. تیتانیا
یکی از پانزده قمر در اورانوس با قطر 610 و 1 کیلومتر نام این قمر از نام
عمومی شش دختر رب النوع اساطیری آسمان (اورانوس) اخذ شده است. تیر شهاب پدیده
نورانی حاصل از برخورد شهابوارههای جامد با جو زمین بر اثر مقاومت هوا و
وجود مالش زیاد. سرعت تیرهای شهاب نزدیک 80 کیلومتر در ثانیه است و در
حدفاصل 80 تا 150 کیلومتری سطح زمین مرئی میگردند. 
فوبوس
نام یکی از اقمار دو گانه سیاره "مریخ" که با قطری در حدود 16 کیلومتر و
5900 کیلومتر فاصله از سطح سیاره هر 7 ساعت و 39 دقیقه یکبار به دور میخ
میگردد. نام فوبوس به معنی ترس و نام یکی دو صحابه رب النوع اساطیری چنگ
(مریخ) ، بر روی این قمر گذاشته شده است. فوبه یکی از اقمار "زحل" که از سطح سیاره 106×16
کیلومتر فاصله دارد. نام فوبه به معنی درخشنده و نام دختر قهرمانان
اساطیری یونان "اورانوس" و "گایا" بر روی این قمر گذاشته شده است. کالیپسو نام یکی از هفده قمر زحل. کالیستو
یکی از اقمار گالیلهای. سیاره مشتری که با قطری در حدود 4850 کیلومتر ،
دومین قمر بزرگ سراسر منظومه خورشیدی است. مقایسه قطر کابیستو با قطر 4880
کیلومتری سیاره عطارد نشانگر عظمت و بزرگی این قمر است. در فاصله کالیستو
از سطح سیاره مشتری 1880000 کیلومتر است. کبوتر ، حمامه مواد طبیعی غیر آلی و جامد که در پوسته بیرونی زمین ، سنگهای آسمانی و سنگهای ماه و سیارات یافت میشوند. کردلیا یکی از پانزده قمر اورانوس که در سال 1986 م. و به دنبال دیوار شفینه "ویجر- 2 (Voyager2) از سیاره کشف شد. کرسیدا یکی از پانزده قمر اورانوس که در سال 1986 م. و به دنبال دیدار سفینه "ویجر- 2 (Voyager2) از این سیاره کشف شد. کسوف حلقوی
هرگاه ماه به هنگام کسوف (خورشید گرفتگی) آنقدر از زمین دور باشد که
اندازه قرص ظاهری آن از قرص خورشید کوچکتر به نظر برسد، نور خورشید همچون
حلقهای پیرامون ماه مشاهده میشود. لدا یکی از شانزده قمر سیاره "مشتری". لیستیا یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. متیس یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. میراندا
یکی از پانزده قمر اورانوس که از نظر شکل ظاهری ، کرهای ناهمگن و صیقل
نیافته است. احتمال میرود که اصابت شد "یک جسم آسمانی بزرگ با قمر اولیه
موجب از هم پاشیدگی هر دو چسم شده و سپس خردههای باقی مانده - در غیاب
حرارت کافی برای ذوب مجدد و ایجاد شکل منظم - بر اثر گرانش چون تودهای
کلوخ مانند در هم تنیده شده باشند. میماس یکی از هفده قمر زحل 188000 کیلومتر از مرکز سیاره فاصله دارد. نایاد یکی از هشت قمر "نپتون". نرئید
یکی از هشت قمر سیاره نپتون که هر 360 روز یکبار به دور آن میگردد. در
خروج از مرکز "مدار این قمر 75/0 است، از همین رو حداقل فاصله آن از سیاره
(1175000 کیلومتر) با حداکثر فاصله آن (11000000کیلومتر) بسیار اختلاف است. نستور از جمله سیارکهای منظومه خورشیدی که اوج مدار آن از مدار مشتری فراتر است. هرمس نام سیارکی که در دهم اکتبر سال 1937 م. از فاصلهای بسیار نزدیک به زمین (حدود 800 کیلومتری آن) عبور نمود. هلن یکی از هفده قمر زحل. هیپریون یکی از اقمار هفده گانه زحل که قمری در حدود 480 کیلومتر دارد. هیمالیا یکی از شانزده قمر سیاره مشتری. پاپتوس یکی از هفده قمر زحل.
یو یکی از اقمار گالیلهای و سیاره مشتری با قطری حدود 3640 کیلومتر واقع در فاصله متوسط 421600 کیلومتری سطح سیاره. مقارنه سفلی در
مورد سیارههای زهره و عطارد ، مقارنه ، دو نوع است. یکی مقارنه سفلی و آن
زمانی است که سیاره بین خورشید و زمین قرار گرفته ، و دیگری مقارنه علیا و
آن وقتی است که خورشید بین زمین و سیاره واقع است. مقارنه علیا مقابله وقتی
که خط واصل از زمین به خورشید و از زمین به ماه یا یک سیاره ، دقیقا در یک
راستا اما در دو جهت مختلف قرار داشته باشند، گفته میشود که ماه و یا
سیاره در حالت مقابلهاند. در چنین حالتی طول خورشید و سیاره بر روی کره
سماوی 180 درجه مختلف خواهند داشت. حرکت مداری زمین به دور خورشید زمین
دارای دو حرکت واقعی است؛ یکی حرکت وضعی و یا حرکت دورانی آن حول محورش ،
که موجب حرکت ظاهری روزانه خورشید است و دیگری حرکت انتقالی و یا مداری
سالیانه به دور خورشید که موجب پیدایش حرکت ظاهری سالانه خورشید در امتداد
دایرة البروج ، میباشد. نقطه حضیض در
حوالی دوازدهم دی ماه (دوم ژانویه) زمین به نقطهای میرسد که دارای
نزدیکترین فاصله از خورشید است، در این حالت گفته میشود که زمین در نقطه
حضیض است. نقطه اوج در حوالی یازدهم تیرماه (دوم ژوئیه) زمین به نقطهای میرسد که دارای دورترین فاصله از خورشید است که نقطه اوج نام دارد. نقطه حضیض خورشیدی وقتی که زمین نسبت به خورشید در نقطه حضیض است، در آن صورت خورشید نسبت به زمین ، در نقطه حضیض خورشیدی است. اوج خورشیدی وقتی زمین نسبت به خورشید در نقطه اوج است، خورشید نسبت به زمین در اوج خورشید است. خط حد دوری و نزدیکی خط واصل بین دو نقطه حضیض و اوج ، به نام خط حد دوری و نزدیکی مرسوم است. فصول در
طول مدتی که زمین در مسیر بیضی شکل ، به دور خورشید میگردد، امتداد محور
آن به موازات خود باقی مانده و زاویه آن با سطح مدار در حدود 55/ ْ 66 است،
مایل بودن محور چرخشی زمین نسبت به سطح مداری آن ، موجب بوجود آمدن فصول
است. 
ماه گرفتگی در
خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایهاش را، که
در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال میکشد. سایه زمین به شکل
یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر
است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000
کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر میکند. خسوف زمانی اتفاق میافتد که ماه
وارد مخروط سایه زمین شود. حرکت قهقرایی مدار ماه محور
عمود بر مدار ماه یک مخروطی را در حدود کمی کمتر از 19 سال به دور محود
عمود بر دایرة البروج میپیماید. این اثر به نام حرکت قهقرایی مدار ماه
نامیده میشود. این اثر به همراه دو پدیده مذکور در فوق موجب رقص محوری ،
محور زمین در مسیر حرکت تقدیمی آن میشود. 
حرکت تقدیمی عمومی حرکت
تقدیمی ناشی از اثر ماه و خورشید و حرکت تقدیمی سیارهای ، به عنوان
تغییرات دراز مدت شناخته شدهاند. مجموعه دو حرکت تقدیمی ، به نام حرکت
تقدیمی عمومی معروف است. 
مریخ (بهرام) مریخ
، سیاره سرخ فام منظومه شمسی ، نصف زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با
مساحت خشکیهای روی زمین است. درست مانند زمین ، یخهای قطبی ، درههای عمیق
، کوه ، غبار ، طوفان و فصل دارد. در دشتهای آن مانند ماه ، گودالهای
برخوردی حاصل برخورد سنگهای آسمانی دیده میشود. با وجود اندازه کوچکش ،
بلندترین کوه و بزرگترین دره منظومه شمسی در این سیاره پیدا شده است. عطارد (تیر) عطارد
نزدیکترین سیاره به خورشید است. از اینرو ، دمای آن در روز به 400 درجه
سانتیگراد میرسد. در این دما سرب هم ذوب میشود. شبها دما افت میکند و
احتمالا تا 200 درجه سانتیگراد پایین میآید. عطارد جو ندارد و نمیتواند
گرما را نگه دارد. از اینرو دمای شب و روز آن تفاوت زیادی باهم دارند. یک
بار چرخش آن به دور خود 59 روز و یک بار گردش آن به دور خورشید 88 روز طول
میکشد. مدار عطارد کاملا به شکل بیضی است و در نتیجه فاصله آن از خورشید
بین 47 تا 69 میلیون کیلومتر تغییر میکند. این سیاره کوچک اندکی از ماه
بزرگتر است.
مشتری (برجیس) مشتری
که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام
اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار میشود، به غیر از زهره از تمام
ستارگان و سیارههای دیگر ، نورانی تر دیده میشود. اشکال گوناگونی در
مشتری دیده میشود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه
بزرگ سرخ رنگی میتوان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه میکنیم، فقط
ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را میبینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در
سفینههای فضایی نمیتوانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره
جو آن تصویر بدست آورند. 
زحل (کیوان)
زحل از جنبههای زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه
شگفت انگیز وجود دارد. جرم زحل ، صد بار بیش از جرم زمین است. و لی تقریبا
تمام ماده آن به شکل گاز است و صخرهای نیست. لایههای ابری جو آن مانند
ابرهای مشتری واضح نیستند. اما وجودشان حتمی است. ده قمر در اطراف زحل وجود
دارد. قطر یکی از آنها که تیتان نامیده میشود، حدود 6000 کیلو متر است.
از این رو بزرگترین قمر در منظومه شمسی به حساب میآید. تیتان خود دارای
جوی است که از متان و آمونیاک تشکیل یافته است. 
نپتون نپتون
هشتمین سیاره نزدیک به خورشید و چهارمین غول گازی است. از لحاظ اندازه و
ساختار شبیه به سیاره همسایهاش ، اورانوس ، می باشد. جو آبی رنگ و درخشان
این سیاره بخاطر وجود گاز متان در آن است. شکلهای ابر مانند متعدی روی این
سیاره وجود دارند که مهمترین آنها لکه سیاه بزرگ نام دارد. این لکه ،
مجموعه طوفانی عظیمی به بزرگی کره زمین است. شکلهای ابر مانند نپتون ، توسط
سریعترین بادهای منظومه شمسی با سرعتی معادل 2200 کیلومتر در ساعت (1370
مایل در ساعت) جابجا میشوند. زیر این ابرها ، جبهای از یخ و گاز و
هستهای سنگی و کوچک قرار دارد. 
پلوتون نهمین
سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید
تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت
از آسمان در شبهای مختلف نشان میداد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله
زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان میدهد. از همین رو وجود آن
به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد.
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
متفکران هر بار که به انسان و
جهان پیرامون او می اندیشند با این سوال روبهرو می شوند که آیا زمین تنها
مهد حیات و انسان تنها موجود هوشمند کائنات است؟ قرنها است که بشر برای
یافتن پاسخ این پرسش تلاش می کند. اما فقط این اواخر بود که با استقرار
تلسکوپ فضایی کپلر در مدار، کاوش رسمی برای یافتن سیاراتی که احتمال حیات
در آنها بیشتر است، آغاز شده است. کپلر۲۲ب گرچه اولین سیاره فراخورشیدی
نیست که توسط این تلسکوپ کشف می شود اما نخستین سیاره کاندید برای میزبانی
از حیات در خارج از منظومه شمسی است. ما
تاکنون، سفاین و کاوشگرهای فراوانی به ماه، مریخ، زهره، اقمار مشتری و زحل
اعزام کردهایم اینک کاوشگری در راه رسیدن به سیاره کوتوله پلوتو است و
پیشقراول کاروان فضایی بشر پس از قریب به ۲۵ سال سفر تازه به ۱۸ میلیارد
کیلومتری خورشید رسیده است. جایی که هنوز قلمرو خورشید ما به شمار میرود.
اگر این سفینه بخواهد به نزدیكترین ستاره همسایه ما که تنها در فاصله ۴
سال نوری از ما فاصله دارد، برسد با سرعتی که دارد باید چند هزار سال دیگر
در راه باشد. حال در نظر بگیرید وسعت جهانی که در آن زندگی میکنیم. قطر
کهکشان ما حدود ۱۰۰ هزار سال نوری است و این کهکشان در بردارنده بیش از ۲۰۰
میلیارد ستاره است. این کهکشان یکی از میلیاردها کهکشان شناخته شده جهان
است و برای بررسی از نزدیک همه نقاط جهان شاید به زمانی بیش از سن کل جهان و
هزینهای بیشتر از تمام امکانات مالی بالقوه سیاره زمین نیاز است. تکرار
این نکته مفید است که قرار گرفتن یک سیاره در کمربند حیات نه شرط لازم
برای شکلگیری حیات است و نه شرط کافی. زهره در لبه همین کمربند حیات قرار
دارد ولی به دلیل وجود گازهای گلخانهای و جو غلیظش تنورهای گرم و سوزان
با بارانهای اسیدی را پدید آورده که تکامل حیات حتی برای جان سختترین
گونهها نیز دشوار است. از سوی دیگر قمر اروپا که این روزها از آن به یکی
از شانسهای وجود حیات در منظومه شمسی و در اعماق اقیانوسهای یخزدهاش
نام میبرند، بسیار دورتر از این ناحیه و در اطراف سیاره مشتری است. حضور
یک سیاره در این کمربند، فقط شانس وجود حیات و امکان پیدایش آن را افزایش
میدهد. ضمن این که وقتی به سراغ سیارههای بسیار دور دست میرویم شاید
نتوانیم جزئیات سطح و جو آنها را بررسی کنیم، اما میتوانیم ببینیم که
آیا
زمین دردانه جهان عظیمی است که در آن زندگی میکنیم؟ یا جهان پهناور ما با
چنان عرض و طولی که در تصور نمیاید، تنها در سیاره فیروزهای ماست که
شرایط زیستن را پنهان کرده است؟ یا در سراسر دشت بیپیان ستارهها واحه
دیگری برای زیستن یافت نمیشود؟ یا ما تنها هوشمندان و جانداران عرصه
بیپیان گیتی هستیم؟
در
طول تاریخ تنها دانشمندان نبودهاند که سعی میکردهاند به این پرسشها
پاسخ دهند. فلاسفه و متفکران هر بار که به انسان و جهان او اندیشیدهاند با
این سوال روبهرو شدهاند. یا سیاره ما تنها مهد حیات در جهان و انسان
تنها موجود هوشمند کائنات است؟ رسالههای فلسفی و عرفانی فراوانی در این
باب نوشته شده است، اما سوال هنوز باقی است، اما اینک در آخرین دهه قرن ۱۴
خورشیدی، انسان به جایگاهی رسیده که این بار با ابزار علم به تلاش برای
پاسخ به این پرسش برآمده است.
در چند دهه اخیر برای پاسخ دادن به
این پرسش گامهای متعددی برداشته شده و البته راههای متفاوتی پیموده شده
است. یک راه برای پیدا کردن نشانههای زندگی، جستجوی خانه به خانه است.
اینکه به گوشه و کنار جهان سر بزنیم و خود یا ابزارهای دقیقمان را به آنجا
بفرستیم تا آزمایشهای دقیقی را به انجام برسانند و نتیجه را برای ما
ارسال کنند. شاید بتوانیم به این طریق ردی و نشانهای از حیات پیدا کنیم.
این راه شاید یکی از مطمئنترین راهها برای جستجوی حیات باشد، اما
متاسفانه چندان امکانپذیر نیست و علت آن هم پهناوری جهان ماست.
... جستجو برای یک همدم فضایی
به
یاد داشته باشید که جستجو در منظومه شمسی خود ما هنوز کامل نشده است.
راستش را بخواهید ما هنوز زمین خودمان را هم کامل جستجو نکردهایم. هنوز
مریخ ممکن است نوعی حیات ابتدایی نامکشوف در دل خود داشته باشد یا اروپا،
قمر شگفتانگیز مشتری یا انسلادوس در مداری به دور زحل شاید ما را به دیدار
حیاتی متفاوت در منظومه خودمان راهنمایی کند.
یکی از راههای دیگر
این است، به جای این که مستقیما به دنبال حیات بگردیم به دنبال ظروفی
بگردیم که در آنها حیات ـ حداقل به شکلی که ما میشناسیم ـ بتواند رشد کند.
میدانیم روی زمین حیات وجود دارد پس اگر جای دیگری در کیهان باشد که به
سیاره ما شبیه باشد احتمال وجود حیات در آن وجود دارد، البته این به معنی
آن نخواهد بود، اگر چنین سیارهای را یافتیم وجود حیات در آن قطعی است، اما
شانس بیشتری نسبت به نقاط دیگر کیهان دارد.
اما زمین در منظومه
شمسی چه ویژگیهای منحصر به فردی دارد که میتوانیم آن ویژگیها را در
دوردستها نیز مورد بررسی قرار دهیم؟ زمین سیارهای زنده است، روی آن آب
مایع وجود دارد که شاید یکی از الزامها یا حداقل تقویتکنندههای اساسی
شانس وجود حیات باشد. چرخههای آب و هوایی روی آن فعال هستند و این به خاطر
وجود جو مناسب این سیاره است. جوی که نه آنچنان غلیظ است که فشار
خردکنندهاش و اثر گلخانهیاش جهنمی مانند سطح سیاره زهره را ایجاد کند و
نه آنچنان ضعیف و رقیق مانند مریخ امروز، ماه یا عطارد که هر موجود زندهای
در مقابل تابشهای کیهانی و شرایط اقلیمی آن تاب مقاومت را از دست بدهد.
یکی
از دلایلی که زمین توانسته جو متعادلی داشته باشد و در عین حال از وجود آب
روی خود حمایت کند به دلیل فاصلهای است که از ستاره مادرش دارد. اگر زمین
اندکی از آنچه هست به خورشید نزدیكتر میبود دمای آن به حدی افزایش پیدا
میکرد که گازهای تشکیلدهنده جو آن فرار میکردند و دمای سطح سیاره افزایش
مییافت و آب مایع نمیتوانست روی آن باقی بماند و شرایطی مانند سیاره
عطارد برای آن ایجاد میشد. از سوی دیگر اگر زمین دورتر از مکان کنونیاش
به دور خورشید بود، انرژی دریافتی از خورشید توسط این سیاره کاهش مییافت و
منابع آبی در صورت وجود یخ میزدند و سرمای بیش از حد امکان شکلگیری حیات
را به زمین نمیداد. به همین دلیل زمین دقیقا در جای درستی قرار گرفته
است. منطقهای که اخترشناسان به آن کمربند حیات ستارهای میگویند. این
کمربند به منطقهای در اطراف یک ستاره گفته میشود که دما در آن به گونهای
است که سیاره میتواند جو خود را حفظ کند، آب مایع را بر سطح خود نگاه
دارد و از وجود حیات، به شکلی که امروزه میشناسیم محافظت کند.
یا در چنین فضایی قرار دارند و میتوانند نامزد مناسبی برای یک سیاره زیستپذیر باشند یا نه؟ و
این کاری است که فضاپیمای کپلر انجام داد و در هفته گذشته موفق شد یکی از
روزهای تاریخی دانش سیارهشناسی و علوم فضایی را به نام خود ثبت کند.
فضاپیمای کپلر یک تلسکوپ فضایی با میدان دید باز است که به طور منظم از ۱۵۰
هزار ستاره موجود در میدان دیدش (که در طول ماموریت ثابت باقی میماند)
نورسنجی میکند. اگر اینقدر خوششانس باشیم که در اطراف این ستارهها
سیارهای در حال گردش باشد و مدارش بر خط دید ما منطبق باشد آن گاه هر بار
که سیاره از مقابل ستاره مادرش عبور میکند افتی در میزان تابش آن ایجاد
میشود. به این ترتیب میتوان با بررسی منحنی نوری ستارهها متوجه حضور یک
سیاره در اطراف آن شد و مشخصاتی از آن را به دست آورد.
... پله پله تا کشف حیات در سیارهای دیگر
کپلر
تاکنون تعداد بسیار زیادی از سیارات فراخورشیدی را با این روش پیدا کرده
است، اما آنچه اتفاق هفته گذشته را متمایز میکرد تشخیص نوع خاصی از
سیارهها بود. در ماه فوریه کپلر ۵۴ جرم را تفکیک کرد که احتمال میرفت
سیارات فراخورشیدی باشند که در کمربند حیات ستاره مادرشان قرار دارد، اما
برای تایید این حدسها دانشمندان باید منتظر تکرار تناوب سیارهها و گذر
مجددشان از مقابل ستاره خود میماندند.
سرانجام هفته گذشته دانشمندان اعلام کردند موفق شدند تایید لازم برای
اولین عضو این فهرست را به دست آورند. سیارهای که کپلر۲۲ب نامیده شده است
در فاصله ۶۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد. ستارهای که این سیاره به دور آن
میگردد تقریبا مشابه ستاره ما خورشید است. بررسیها نشان داد این سیاره
هر ۲۹۰ روز یک بار به دور ستاره مادرش میچرخد و محاسبه مدار آن مشخص کرد
که این سیاره درون منطقه کمربند حیات ستاره قرار دارد. این
اولین باری است که وجود سیارهای در کمربند حیات یک ستاره تایید میشود،
اما هنوز گامهای زیاد دیگری باید برداشته شود. هنوز خیلی زود است که نام
این سیاره را همزاد یا مشابه زمین بگذاریم و خود را آماده دیدن موجودات
فضایی هوشمند دیگری کنیم. شعاع این سیاره حدودا دو و نیم برابر شعاع زمین
است و بررسیهای فعلی هنوز مشخص نکردهاند که یا کپلر۲۲ب، سیارهای سنگی
مانند زمین است یا سیارهای گازی مانند مشتری است. هنوز تا تایید اینکه
این سیاره که ابعاد یک ابَر زمین را دارد زمین مانند است یا نه فاصله
داریم، ولی نکته مهم این است که کمتر از ۲ دهه پس از کشف نخستین سیاره
فراخورشیدی میگذرد و حالا سیارهای در کمربند حیات یک ستاره دیگر کشف شده
است.
کشف این سیارات البته فقط ما را گامی به پیدا کردن حیات نزدیک
میکند. برای دانشمندان علاوه بر آن سوال اصلی درباره حیات این نکته بسیار
مهم است که به درک کاملی از تحول سیارات و چگونگی آغاز و پیانشان دست پیدا
کنند. این بررسی به آنها کمک میکند تا نسبت به فرایند تحول زمین و منظومه
شمسی خود ما نیز درک بهتری پیدا کنند.
داستان سیارههای فراخورشیدی
هر روز، به فصلهای هیجانانگیزتری میرسد و پلهپله انسان را برای روزی
آماده میکند که با سیارهای که میزبان گونه دیگری از حیات است مواجه شویم.
کسی چه میداند شاید پیش از آن که نسل انسان منقرض شود این شانس را پیدا
کنیم که بتوانیم موجودات هوشمند دیگری را در گوشهای دیگر از جهان شناسایی
کنیم. چنان روزی نهتنها مهمترین روز تاریخ بشر که شاید مهمترین روز در
تاریخ تمدن نو یافته نیز خواهد بود.
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
زحل از جنبههای زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه شگفت انگیز وجود دارد. جرم زحل ، صد بار بیش از جرم زمین
است. و لی تقریبا تمام ماده آن به شکل گاز است و صخرهای نیست. لایههای
ابری جو آن مانند ابرهای مشتری واضح نیستند. اما وجودشان حتمی است. ده قمر در اطراف زحل وجود دارد. قطر یکی از آنها که تیتان نامیده میشود، حدود 6000 کیلو متر است. از این رو بزرگترین قمر در منظومه شمسی به حساب میآید. تیتان خود دارای جوی است که از متان و آمونیاک تشکیل یافته است.

فاصله متوسط از خورشید
1/43 میلیارد کیلومتر
قطر استوا
120536 کیلومتر
مدت حرکت وضعی
10/23 ساعت
مدت حرکت انتقالی
29/46 سال زمینی
سرعت مداری
9/64 کیلومتر در ثانیه
دمای ابر فوقانی
180- درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1)
95/18
چگالی متوسط (آب=1)
0/69
جاذبه(زمین=1)
0/93
تعداد قمر
21
پدر مشتری
در ورای مشتری آخرین سیاره از هفت سیارهای که برای پیشینیان ما
شناخته شده بود، زحل قرار دارد، که به عنوان پدر مشتری نامگذاری شده است.
زحل دومین سیاره بزرگ مشتری گون منظومه شمسی
است و توسط یک رشته از حلقههای بسیار زیبا که به دور آن حلقه زدهاند،
احاطه شده است. در آسمان شب زمین ، زحل به دلیل اندازه بزرگ و آلبدو بالای
(50%) دارای جوی درخشان است. زیبایی آسمان زحل به خاطر نوارهای روشن
حلقههای اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش میباشد.
حرکت زحل
زحل با نیم قطر اطول 9.539AV و دوره تناوب گردش نجومی 29.458 سال ، در مداری با خروج از مرکز
557% که با دایرِة البروج زاویه 49.2 درجه میسازد، میگردد. از روی زمین
قطر زاویهای زحل در نقطه مقابله حدود 20 دقیقه است. مانند مشتری ، زحل
دارای جو غلیط پر از ابری است که به صورت جزئی میچرخد. از مشاهدات
انتقالات دوپلری در عرض سیاره و با زمان بندی دقیق علامتهای جوی ، دوره
تناوب چرخش نجومی آن ، در نزدیک استوایش 10 ساعت و 14 دقیقه و در عرضهای جفرافیایی بالا
10 ساعت و 38 دقیقه محاسبه شده است. در اینجا هم مجددا چرخش جزئی مشابه
مشتری داریم. استوای زحل به اندازه 26 درجه و 45 دقیقه با صفحه مداری آن
زاویه میسازد، بطوری که قطبهای سیاره در فاصلههای زمانی حدود 15 سال یک
بار سمت زمین متمایل میشوند. چرخش باعث پخی زیاد (96%) زحل میگردد،
بطوریکه شعاعهای قطبی و استوایی به نسبت 10/9 میباشند.
مشخصات فیزیکی زحل
زحل شباهت قابل توجهی با مشتری دارد، ولی کمی کوچکتر است و جرم آن
کمتر از جرم مشتری (95M). زحل کمترین چگالی حجمی را نسبت به سایر سیارات
دارد. ساختار جو زحل با کمربندهایی که به موازات استوا امتداد دارند، مشابه
است. آشفتگیهای کمربندهای زحل خیلی کمتر (تاکنون از روی زمین فقط 10 لکه
مشاهده شدهاند) از مشتری است. جو زحل احتمالا ترکیب خیلی مشابهای با جو
مشتری دارد. تاکنون متان (CH4) ، آمونیاک (NH3) ، اتان (C2H6) ، فسفین (PH3) ، استیلن (C2H2) ، متیل استیل (C3H4) ، پروپان (C3H8) و هیدروژن مولکولی (H2) آشکار شده است.
ابرهای زحل خیلی کمرنگ تر از ابرهای مشتری به نظر میرسند.ابرهای مشتری
اغلب به رنگ زرد کم رنگ و نارنجی هستند، به این دلیل که دما در زحل کمتر از
مشتری است، ابرهای زحل در لایه پایین تر جوش قرار میگیرند. درون زحل
احتمالا ترکیب مشتری را دارد. تخمینهای نظری مقادیر حدود 74% هیدروژن ، 24%
هلیوم ، %2 عناصر سنگین تر را پیشنهاد میکند. این ترکیب تقریبا مشابه ترکیبات خورشید است. زحل ممکن است یک هسته سنگین کوچک به قطر 20 هزار کیلومتر و جرمی معادل 20Mφ را داشته باشد.
درخشندگی حلقههای آ، ب، ج
بقدری است که میتوان آنها را
از زمین مشاهده کرد.
حلقههای زحل
حلقههای زحل
با مدار زحل هم صفحه نیستند، بلکه زاویهای با هم میسازند. یکی از اثرات
این پدیده در نظر ما تغییر گشادگی حلقهها است. طی گردش 29 ساله زحل دور
خورشید ، دوباره میتوانیم حلقهها را در گشادترین حالت ببینیم. غیر از این
دو حالت ، حلقهها از لبه دیده میشوند و جز با تلسکوپ پر قدرت
، قابل مشاهده نیستند. از این طریق معلوم شد که ضخامت حلقهها فقط پنج
کیلومتر است. حلقههای زحل از میلیاردها ذره ریز تشیکل یافتهاند که اندازه
بیشترشان چند سانتیمتر است. همه آنها ، مانند ماهوارههای کوچک ، به دور
زحل گردش میکنند.
گسیختگی کاسینی
قبل از کشف کاسینی ، ستاره شناسان
حلقههای زحل را بصورت حلقهای
پیوسته تصور میکردند.
در سال 1675 میلادی (1504 شمسی) جووانی دومینیکو کاسینی ، اخترشناس ایتالیایی ، کشف کرد که حلقه زحل از دو حلقه تشکیل یافته است و میان آن دو جدایی وجود دارد. این جدایی گیستختگی کاسینی نامیده میشود و در اثر کشش گرانشی
قمر غول پیکر تیتان بوجود آمده است. مطالعات بعدی نشان دادهاند که در
اطراف زحل ، بر روی هم چهار حلقه وجود دارد. داخلی ترین آنها بسیار کم نور و
تقریبا با بالای ابرها در تماس است. قطر حلقه نورانی بیرونی به 140000
کیلومتر میرسد.
قمرهای زحل
20 قمر
تاکنون برای زحل شناسایی شدهاند، که 13 قمر از زمین و هفت قمر دیگر
بوسیله کاوشگرهای فضایی کشف شدهاند. قمرهای کوچک زحل به شکل سیب زمینی
بوده و شکلهای نامنظمی دارند. احتمال میرود که قمرهای کوچکتر دیگری نیز
کشف شوند. سطح بسیاری از قمرها پوشیده از گودالهای شهابسنگی
است. در سطح میماس ، یکی از قمرهای کوچک زحل ، گودالی بزرگ به نام هرشل
وجود دارد که 130 کیلومتر (81 مایل) وسعت داشته و یک سوم این قمر را
پوشانده است.
زحل دارای بیشترین قمر در بین سیارات منظومه شمسی است. دانشمند هلندی ، کریستین هوینگس (95 – 1629)، در سال 1655 اولین قمر زحل را کشف کرد. تیتان از لحاظ بزرگی دومین قمر و یکی از سه قمری است که در منظومه شمسی دارای جو هستند. تصور میشود که قسمت اعظم آن ازسنگ و بقیه از یخ تشکیل شده باشد. جوی که دائما سطح تیتان را پوشانده است، حاوی نیتروژن
و سایر مواد شیمیایی است. اختر شناسان به تازگی قمر جدیدی از سیاره زحل را
شناسایی کردهاند که بسیار کوچک است (حدودآ 2 کیلومتر). در این صورت تعداد
قمرهای زحل به 21 قمر تغییر میکند.
میدان مغناطیسی زحل
میدان مغناطیسی دارای یک گشتاور کلی برابر 35/1 گشتاور مشتری است. اما این مقدار به حد کافی قوی است که یک میدان مغناطیسی سپهر مشتری گون با کمربندهای تابشی مشابه زمین ایجاد کند. گشتاور دو قطبی مغناطیسی با میل یک درجه نسبت به محور چرخش زحل قرار میگیرد که این مقدار با انحراف مشخص محورهای مغناطیسی مشتری و زمین تفاوت آشکار دارد. مغناطیس سپهر زحل ذرات بسیار کمتری از ذرات مغناطیس سپهر مشتری را در خود جای میدهد.

دو دلیل عمده این تفاوت شامل کمبود یک منبع محلی ذرات بار دار
که در مورد مشتری توسط فورانهای آیو تولید میشوند و حلقههای قابل رویت
زحل که بطور موثری ذرات باردار را جذب کرده و مغناطیس سپهر داخلی را از
ذرات باردار خالی میکنند، است. در خارج لبه حلقهها چگالی ذرات باردار به
سرعت افزایش مییابد و در حدود 5Rs تا 10Rs به یک قله میرسد. در اینجا ، ذرات باردار بطور محکم به میدان مغناطیسی در حال دوران سریع جفت میشوند. این برهمکنش ، لایهای از پلاسما به ضخامت تقریبا 2Rs ایجاد میکند که تا حدود 15Rs ادامه مییابد.در ورای این مقدار ، مغناطیس سپهر شکل خود را از دست میدهد. اندازه آن با دمای خورشید تغییر مییابد.
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
سیارات
ماده تاریك ممكن است از چیزهای معمولی مثل جنس سیارات تشكیل شده باشد، ولی
سیاراتی مثل زمین به اندازه كافی جرم ندارند، پس ممكن است ژوپیترها تشكیل
دهنده ماده تاریك باشند.
اما این نظریه چندین مشكل دارد، اول اینكه ما فرض كرده ایم سیارات فقط در
اطراف ستارگان شكل گرفته اند، بنا بر این ستارگان به میزان بسیار كمی جرم
آن ها را بالا می برند. با این حساب امگا = 0.005 خواهد بود كه برای تشكیل
دادن 88% جرم عالم كافی نیست.
دومین و مهمترین مشكل از تركیب هسته ای مهبانگ (big bang nacleosynthesis)
ناشی می شود. در لحظه تولد عالم وقتی مهبانگ رخ داد عالم ماده ای بسیار گرم
تشكیل شده از انواع ذرات بود، در حالی كه عالم بزرگ و بزرگتر و به سردی می
گرایید ذرات ماده معمول مثل الكترون، نوترون و پروتون ها نیز سرد می شدند و
اتمهای مواد موجود در عالم را تشكیل می دادند. غالب این اتمها مربوط به
هلیوم و هیدروژن هستند.
BBN یك تئوری موفق است كه نه تنها هیدروژن و هلیوم را به عنوان بیشترین
عناصر جهان معرفی می كند بلكه نسبت آنها را نیز به درستی بیان می كند.
اما مسئله ای وجود دارد. مقدار هر ماده ای كه تشكیل می شود به میزان ماده
معمول تشكیل دهنده اتم (ماده بارنوییك) بستگی دارد و BBN مقدار این ماده را
برای عالم كنونی چیزی در حدود امگا = 0.1 پیش بینی می كند.
باید توجه كرد كه این میزان ماده بارنوییك برای مواد قابل مشاهده در عالم
ما زیاد است در نتیجه مقداری ماده معمول تاریك (از جمله سیارات و ستارگان
سوخته) وجود دارد اما این مواد نمی توانند توجیه كننده سرعت خوشه و منحنی
دوران آنها باشند.
ستارگان تاریك - ژوپیترها، كوتوبه های قهوه ای، كوتوله های سفید
ماده معمول دیگری كه می تواند تشكیل دهنده ماده تاریك باشد ستارگانی هستند
كه جرم كافی برای سوختن و درخشان شدن ندارند- كوتوله های قهوه ای - یا
ژوپیترها - ژوپیترها كوتوله هایی به مراتب (حدود 10 برابر) سنگین تر هستند و
به صورت ستارگان بسیار كوچك و كم نور فعالیت دارند. اما این احتمالات مثل
سیارات در مقابل BBN با مشكل مواجه می شوند و باز باریون كافی وجود ندارد.
احتمال این نیز می رود كه نظریه BBN اشتباه باشد ولی چون این نظریه تا كنون
بسیار موفق بوده است به دنبال انتخاب های دیگری برای ماده تاریك هستیم.
ماده عجیب
این ماده آنقدر ها هم عجیب نیست فقط ماده ای است كه الكترون، نوترون و
پروتون ندارد. بسیاری از چنین ذرات شناخته شده اند و چند مورد از آن ها در
حد تئوری هستند تا بتوان مشكل ماده تاریك را حل كرد.
نوترینو ها
نوترینو ها ذرات بدون جرمی هستند كه وجودشان ثابت شده و لی دلایلی وجود
دارد كه نشان داده گاهی اوقات جرم بسیار كوچكی دارند. در عالم مقدار بسیار
زیادی از این ذرات وجود دارد، با این حال حتی یك جرم بسیار كوچك تر برای
ماده تاریك پر اهمیت است. جرمی به اندازه 1/5000 جرم الكترون، امگایی به
اندازه 1 بدست می دهد.
ویمپ ها (WIMPs)
بیشتر انتخاب های ماده عجیت در دسته ویمپ ها Weakly Interaching massive
particles قرار می گیرند. ویمپ ها دسته ای از ذرات سنگین هستند كه به سختی
با ذرات دیگر واكنش می دهند از این ذرات می توان در تراسنیو ها و آكسیون ها
را نام برد.
اثبات وجود ماده تاریك
جاذبه دلیل وجود ماده تاریك
وجود یك پدیده را از دو روش می توان اثبات كرد:مشاهده مستقیم پدیده یا مشاهده تاثیر آن بر پدیده هایی كه راحت تر مشاهده می شوند.
این مطلب كه در آسمان شب چیزهایی هست كه به راحتی دیده نمی شود و همیشه
مورد توجه بوده است. هنگام استفاده از تلسكوپ یا رادیو تلسكوپ فقط اشیایی
رصد می شوند كه از خود نور یا امواج رادیویی گسیل می كنند. اما هر پدیده ای
این خصوصیات را ندارد حتی سیاره خودمان زمین نیز به علت تاریكی بیش از حد
قابل مشاهده نیست.
خوشه های كهكشانی
مقدار قابل توجهی ماده در بررسی خوشه های كهكشانی وجود دارد كه ما نمی
توانیم به آسانی آنها را ببینیم. خوشه های كه از تجمع چند صد تا چند هزار
كهكشان یا كهكشان های تك در فضا بوجود آمده اند. در دهه 1930، zwicky،
Smith، دو خوشه تقریبا نزدیك به هم Coma و Virgo را از لحاظ كهكشان های
تشكیل دهنده و سرعت خوشه ها مورد بررسی قرار دادند، و سرعتی كه بدست آوردند
چیزی بین 10 تا 100 برابر مقداری بود كه انتظار داشتند.
معنی این چیست؟ در یك گروه از كهكشان ها مثل خوشه تنها نیروی موثر بر
كهكشان ها گرانش است و این گرانش اثر كششی كهكشان ها بر یكدیگر است كه باعث
بالا رفتن سرعت آنها می شود.
سرعت می تواند مقدار ماده موجود در كهكشان را به دو طریق مشخص كند:
جرم خوشه ها
جرم بیشتر كهكشان باعث می شود نیروی شتاب دهنده به كهكشان نیز بیشتر شود.
شتاب و سرعت خوشه ها
اگر شتاب یك كهكشان خیلی زیاد باشد می تواند از میدان جاذبه خوشه خارج شود.
اگر شتاب كهكشان بیش از سرعت فرار باشد، خوشه را ترك خواهد كرد.
به این ترتیب همه كهكشان ها سرعتی پایین تر از سرعت فرار (گریز) خواهند
داشت. و با این نگرش می توان جرم كل خوشه را حدس زد كه مقدار قابل توجهی از
میزان مشاهده شده است. با این حال این نظریه به علت اینكه مبنی بر مشاهده
بود و مشاهدات غالبا با اشتباه همراهند مدت طولانی مورد توجه قرار نگرفت.
هنگامی كه چیزی به وسعت یك خوشه كهكشانی نگاه می كنید با اینكه ممكن است
سرعت ها زیاد باشند در مقابل وسعت خوشه ها چیزی به حساب نمی آیند پس مشاهده
مداوم یك خوشه در طی چندین سال تصویر یكسانی از آن بدست می دهد. ما نمی
توانیم كهكشان هایی را كه بدون الگو حركت می كنند با دقت ببینیم. پس یك
كهكشان با سرعت زیاد ممكن است از خوشه جدا شده باشد یا اصلا متعلق به خوشه
نباشد. حتی ممكن است بعضی از كهكشان ها فقط مقابل كهكشان های دیگر در
راستای خط دید آنها باشند. با این حساب این كهكشان گمراه كننده خواهد بود.
منحنی حركت انتقالی كهكشان ها
دلایل قابل اعتماد تری در دهه 1970 در پی اندازه گیری منحنی های دوران
كهكشان ها ارایه شد. علت قابل اعتماد تر بودن آنها این است كه اطلاعات موثق
تری در مورد تعداد یشتری كهكشان دست می دهند.
از گذشته می دانستیم كه كهكشان ها حول مركز شان دوران دارند درست شبیه به
چرخش سیارات به دور خورشید و مانند سیارات از قوانین كپلر پیروی می كنند.
این قوانین می گویند سرعت چرخشی حول یك مركز فقط به فاصله از مركز و جرم
موجود در مدار بستگی دارد.
پس با پیدا كردن سرعت چرخش یك كهكشان می توانیم جرم موجود در كهكشان را
محاسبه كنیم. همان طور كه در كناره های كهكشان میزان نور به سرعت كم می شود
انتظار می رود سرعت چرخش نیز پایین بیاید ولی این اتفاق نمی افتد و سرعت
در همان میزانی كه محاسبه شده بود ثابت می ماند و این مطلب آشكارا نشان می
دهد در كناره های كهكشان جرمی وجود دارد كه ما نمی بینیم. این آزمایش در
مورد چندین كهكشان حلزونی - از جمله كهكشان راه شیری خودمان - انجام شده و
هر بار به همین نتیجه رسیده است. و این محكمترین و بهترین اثبات برای وجود
ماده تاریك است
میزان وجود ماده تاریك
چه میزان ماده تاریك وجود دارد؟
كیهان شناسان میزان موجود در عالم را با پارامتری به نام امگا مورد بحث
قرار می دهند. در یك عالم بسته یعنی عالمی كه جرم آن در حدی است كه عاقبت
در خود فرو می ریزد امگا بیش از 1 تعریف می شود. در یك عالم باز یعنی عالمی
كه تا ابد اجزای آن در حال دور شدن از یكدیگر هستند امگا كمتر از 1 است و
یك عالم مسطح به طور ایده آل امگایی برابر 1 خواهد داشت.
میزان ماده قابل مشاهده موجود در عالم در حدود 0.05 = امگا است و به هیچ
وجه بیش از آن نمی باشند. نظریه پردازان مایلند امگای عالم را چیزی 1 در
حدود در نظر بگیرند به آن معنی كه ماده تاریك 0.95 = امگا یا 95% عالم را
تشكیل داده است.
اما در صورتی كه واقع بینانه تر نگاه كنیم می بینیم كه دانشمندان دلیلی
برای بیشتر بودن اندازه امگا از 0.4 ندارند با این حساب میزان ماده تاریك
0.35 امگا خواهد بود كه 88% جرم عالم است.
می بینیم كه 88% عالممان كاملا ناشناخته است.
به نقل از سی پی اچ تئوری
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
اصله متوسط از خورشید 4.49 میلیارد کیلومتر قطر استوا 49528 کیلومتر مدت حرکت وضعی 19.20 ساعت مدت حرکت انتقالی 164.79 روز زمینی سرعت مداری 5.47 کیلومتر در ثانیه دمای ابر فوقانی 220- درجه سانتیگراد جرم (زمین=1) 17.14 چگالی متوسط (آب=1) 1.64 جاذبه (زمین=1) 1.20 تعداد قمر 8 دور ترین ساره منظومه شمسی از خورشید
به فاصله تقریبی 5920000000 كیلو متر معادل 3679000000 مایل میباشد. این
سیاره كوچك قطر حدود 3600 كیلو متر دارد بنابر این پلوتو كوچكترین ساره
منظومه شمسی است. پلوتو بالای یك مدار خیلی طولانی درست 248 سال و 54 روز
یكبار بدور خورشید میگردد. و برخی از دانشمندان سیاره شارون را قمر پلوتو
میدانند. این سیاره كه در سال 1930 كشف گردیده معلومات اندكی در مورد آن
موجود است. بعلت فاصله بسیار زیادی كه از كره ما (زمین) دارد اطلاعات دقیقی
از این سیاره در دست نیست و تاكنون اقماری نیز در اطراف آن مشاهده نشده
است. دانشمندان وجود حیات را به علت سرمای
شدید 204- الی 237- درجه سانتی گراد در این سیاره متحمل نمیدانند. وجود این
سیاره در منظومه شمسی اولین بار توسط Lowel تخمین زده شد و سپس بوسیله
ویلیام تومباك در سال 1930 كشف گردید. تحقیقات بعدی به كشف سیاره كوچكتری
بنام شارون (سرد ترین سیاره كشف شده) در نزدیكی این سیاره انجامید. 22 ژوئن
1خ978 م نهمین سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت از آسمان در شبهای مختلف نشان میداد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان میدهد. از همین رو وجود آن به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد. رسما بله. وقتی پلوتون در سال 1930
میلادی کشف شد، اتحادیه بین المللی اخترشناسی ، آن را به عنوان "سیاره"
شناسایی کرد. به رغم مباحثات اخیر، این جرم آسمانی هنوز رسما در طبقه بندی
جدیدی جای نگرفته است. معیارهای اساسی شناسایی یک سیاره را میتوان به این
شرح خلاصه کرد: هر جرم آسمانی که (مستقیما) گرد ستارهای حرکت کند، ستاره
یا شبه ستاره نباشد و آنقدر بزرگ باشد که گرانش خود آن ، موجب شود که شکل
کروی داشته باشد، سیاره است. پلوتون هر سه شرط را برآورده میکند. اما برخی
از دانشمندان معتقدند که پلوتون ممکن است یکی از بزرگترین سیارات کوتوله
کمربند کوئیپر باشد. دلایل و مدارت قابل توجهی نیز در تأیید و تقویت این
نظریه وجود دارد. نخست تصور میشد که پلوتون یکی از اقمار نپتون بوده است. اما وجود شباهتهایی میان ترکیبات و مدارهای پلوتون و یکی از اقمار نپتون ، موسوم به ترایتون
، دلالت بر این دارد که ممکن است هر دو آنها قبلا در مدارهای مستقلی گرد
خورشید حرکت میکردهاند و بعدا سیاره نپتون ، تراتیون را به دام انداخته
است. اما با اینکه مدار پلوتون ، مدار سیاره همسایهاش را قطع میکند، هرگز
آنقدر به آن نزدیک نمیشود که تحت تأثیر نیروی گرانشی نپتون قرار گیرد و
به دام بیفتد. طول هر شبانه روز پلوتون (زمانی که
سیاره ، یک بار گرد محور خود میچرخد) معادل 153 ساعت زمینی است. روزهای
این سیاره بسیار تاریک است. قمر آن ، شارون ، در سال 1987 بطور تصادفی در رصدخانه مونت پالومار کشف شد. شارون در مدار همزمانی توسط پلوتون به دام افتاده است و همواره در نقطهای ثابت گرد آن میگردد. دمای سطحی نهمین سیاره ، در فاصله 5.91
میلیارد کیلومتری خورشید ، احتمالا حدود منهای 230 درجه سانتیگراد است.
میدانیم روی پلوتون مناطق تیرهای وجود دارد، اما نمیتوانیم با اطمینان
بگوییم که در این مناطق نیتروژن با متان یخ زده وجود ندارد. اگرچنین باشد،
ممکن است این مناطق اندکی گرمتر از سایر قسمتهای سیاره باشند. تا آن هنگام
که سیاره را بهتر بشناسیم، اخترشناسان فرض میکنند که دمای سطح آن ثابت
است. در دمای منهای 230 درجه سانتیگراد، یخ درست مانند سنگ ، سخت و محکم و
بادوام است. بیشتر گازها روی سطح سیاره متراکم و تبدیل به مایع میشوند.
روشنایی روز به آن معنایی که ما زمینیها میشناسیم، در آنجا وجود ندارد.
خورشید آنقدر دور است که در آسمان پلوتون ، تنها ستارهای بسیار درخشان به
نظر میرسد. تأمین هزینه چنین سفری بسیار دشوار
است. مأموریت ویژه کوئیپر نیز که قرار است فقط به منظور پرواز از کنار
پلوتون و شارون و گرفتن عکسهایی از سطح این دو انجام شود، مستلزم صرف مخارج
هنگفتی است. در حقیقت ، پیاده کردن انسان روی پلوتون ، تا زمان ابداع شکل و
شیوه جدیدی از سفر فضایی ، به تعویق میافتد. مواد تشکیل دهنده شارون ، تنها قمر پلوتون ،
احتمالاً زمانی شبیه به مواد تشکیل دهنده پلوتون بودهاند. اما در حال حاضر
شارون عمدتا از آب منجمد تیره و پلوتون از متان منجمد که رنگی روشن
دارد پوشیده شدهاند. احتمال میرود که مولکولهای متان بخاطر میدان جاذبه
قویتر پلوتون ، از شارون جدا شده و جذب پلوتون شدهاند. مانند تمام اجرامی
که منظومه مداری دارند، پلوتون و شارون نیز به دور یک مرکز جرم
مشترک میچرخند. شارون که قمری بزرگ است، دارای طول قطری به اندازه نصف
قطر پلوتون بوده و 12 درصد جرم منظومه مداری را به خود اختصاص داده است.
یا پلوتون سیاره است؟
منشأ پلوتون چیست و از کدام بخش از کیهان آمده است؟
عدهای از اخترشناسان با توجه به شباهتهای موجود میان
پلوتون و ترتیون با دیگر اجرام کمربند کوئیپر نتیجه میگیرند که هم قمر
تراتیون و هم سیاره پلوتون حدود 4.5 میلیارد سال پیش ، از این کمربند به
بیرون پرتاب شدهاند. عده دیگر با توجه به مدار عجیب و مرکز گریز آن
میگویند ممکن است پلوتون ابتدائا قمر یکی از سیارات منظومه شمسی (حتی
زمین) بوده است که بعدا از آن گریخته است. مشخصات فیزکی
مدار
پلوتون به دور خورشید، میل تندی دارد و فاصله متوسط آن از خورشید 5.915
میلیارد کیلومتر است که خورشید از آنجا فقط بصورت ستارهای درخشان دیده
میشود. پلوتون از سنگ و یخ تشکیل شده و اندازهاش کوچکتر از ماه زمین
است. هنگام نزدیک شدن به خورشید جوی رقیق در اطراف آن تشکیل میشود که با
دور شدن سیاره از خورشید یخ میبندد. مدار پلوتون بسیار طولانی بوده و
بیشتر از سیارات دیگر نسبت به دایرة البروج انحراف دارد.
این سیاره هر 248.5 سال یک بار به دور خورشید میچرخد که در مدت 20 سال از این زمان فاصلهاش نسبت به خورشید کمتر از فاصله نپتون از خورشید است. این مشخصات غیر عادی باعث شده تا بعضی ستاره شناسان ، پلوتون را نوعی سیارک بزرگ تصور کنند.
پلوتون
دورترین سیاره از خورشید بوده ، کمترین دما را در بین سیارات دارد. مدار
بیضوی این سیاره که 248.5 سال زمینی طول میکشد، طولانیترین مدار در منظومه شمسی است. پلوتون کوچکترین سیاره منظومه شمسی است و کمترین نیروی جاذبه را دارد.
به گفته یکی از اخترشناسان ، پلوتون تنهاترین و منزویترین سیاره منظومه شمسی است. اخترشناس دیگری پس از اینکه نخستین عکسهای تلسکوپ هابل را از نهمین سیاره منظومه شمسی مشاهده و بررسی کرد، گفت: "این سیارهای شگفت است. اگر میتوانستیم با فضاپیمایی به آنجا سفر کنیم، حقایق شگفت آور بیشتری را در مورد آن کشف میکردیم." سطح پلوتون تا چه اندازه سرد است؟
سفر به پلوتون
شارون
مرکز
جرم این منظومه در خارج از سطح پلوتون قرار دارد. مدار پلوتون 17 درجه
نسبت به دایرة البروج ، صفحه مدار زمین انحراف دارد و این در حالی است که
سایر مدارهای سیارهای فاصله بسیار کمی با صفحه دایرة البروج دارند. پلوتون
در یک نقطه معین از مدار خود ، 1.25 میلیارد کیلومتر (780 میلیون مایل)
پایینتر از دایرة البروج قرار میگیرد. این فاصله تقریبا به اندازه فاصله
سیاره زحل از خورشید است.
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: مذهبی،

دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
.
دعایت می کنم با این نگاه خسته گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
.
دعایت می کنم در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
برای زمین با توجه به گوناگونی زندگی كه در آن وجود دارد ۳ چیز از اهمیت ویژهای برخوردار بودهاست: تنها حدود ۴ درصد كیهان از ماده، به شكلی كه ما میشناسیم تشكیل شدهاست، یعنی ماده معمولی كه ما میشناسیم و در آزمایشگاه وجود دارد، تنها ۴درصد همهٔ عالم را میسازد. ۲۳درصد كیهان را ماده تاریك سرد تشكیل داده كه دانشمندان دادههای خیلی كمی درباره اش دارند و ۷۳ درصد مانده را انرژی تاریك شگفت انگیز تشكیل میدهد كه تقریبا تنها چیزی كه در موردش میدانیم، این است كه وجود دارد! نتایج ۳
رصد مهم طی قرن گذشته به ستاره شناسان كمك كرد تا اطمینان حاصل كنند كه
جهان با بیگ بنگ آغاز شدهاست. اولین آنها این است كه جهان در حال انبساط
است – بدین معنی كه فضای میان كهكشانها در حال بزرگ و بزرگتر شدن است -
این مشاهده منجر به این حدس شد كه قبل ازانبساط همه چیز در جایی كنار هم
قرار داشتهاست. دوم اینكه این نظریه به خوبی قادر به توضیح فراوانی هلیم و
دتریم (ایزوتوب هیدروژن) در جهان است. دما و چگالی و محیط منبسط شونده
جهان اولیه شرایط خوبی برای تولید این هستهها با فراوانی كه امروز شاهد آن
هستیم میباشد. دلیل سوم اینكه ستاره شان موفق به رصد تابش پس زمینه
كیهانی – نابش بس از انفجار اولیه - از هر سمت كیهان شدهاند. تابش پس
زمینه كیهانی دلیل قاطعی بر تایید آغازی این چنین – با یك انفجار- برای
جهان است. آفای استفان هاوكینگ در این مورد میگوید: این اكتشاف بی نظیر،
اكتشاف قرن است. همزمان با این ایده كه جهان در حال انبساط است، ستارهشناسی یه اسم وستو سلیفر (Vesto Slipher) متذكر شد كه تعداد كهكشانهایی كه از ما دور میشوند بیشتر از آنهایی هستند كه به ما نزدیك میشوند.. ستاره
شناسان با استفاده از نور دریافتی از یك كهكشان قادرند دریابند كه یك
كهكشان به ما نزدیك یا از ما دور میشود. اگر طیف نوری كهكشان به سمت طول
موج كوتاه تر اتقال یابد - انتقال
به آبی – كهكشان در حال نزدیك شدن به ماست، مثال معروف این مطلب تغییر طول
موج صدای یك آمبولانس در حال نزدیك شدن به ما است. اگر طیف نوری كهكشان به
سمت طول موج بلند تر انتقال یابد - انتقال به سرخ – كهكشان در حال دور شدن
از ماست، همان طور كه طول موج صدای یك آمبولانس كه در حال دور شدن از ما
است افزایش مییابد. میزان اتقال به سرخ یا آبی بستگی به سرعت دور شدن یا
نزدیك شدن كهكشان دارد. بنابراین وستو سلیفر مشاهده كرد كه بیشتر كهكشانها
دارای انتقال به سرخ هستند تا انتقال به آبی. درسال ۱۹۲۹، ادوین هابل (Edwin Hubble) كشف
كرد كهكشانهایی كه در فاصلهٔ بیشتری از ما قرار دارند با سرعت بیشتری از
ما دور میشوند، این سرعت متناسب با فاصلهاست. به عبارت دیگر كهكشانهایی
كه در فاصله دورتری نسبت به ما هستند دارای اتقال به سرخ بیشتری نیز
میباشند. كهكشانهای دور دست فاصلهای در ابعاد میلیون و میلیارد سال نوری
با ما دارند و این به این معناست كه ما به گذشتهای در ابعاد میلیون یا
میلیارد سال نوری نگاه میكنیم. در حین سفر نور كهكشانها به سمت ما طیف
نور ازطول موجهای كوتا هتر به سمت طول موجهای بلند تر - انتقال به سرخ –
اتقال مییابد. این انتقال به سرخ در اثر انبساط ساختار فضا است. اگر طول
موج دو برابر شود، جهان میباید با ضریب ۲
منبسط شود. بنابراین كشف هابل این بود كه عامل انبساط به نحوی با مسیر طی
شده توسط نور در ارتباط است، معادل با اینكه شما به چه میزان به گذشته نگاه
میكنید. این مطلب بیان گر این است كه هر چه در زمان به عقب و عقب تر
برگردیم جهان كوچك و كوچكتر است. با سفر به گذشتهٔ یك جهان منبسط شونده
خواهیم دید كه فاصلهٔ میان كهكشانها در حال كاهش و چگالی جهان در حال
افزایش است. این
روند تا جایی ادامه پیدا میكند كه تمامی ماده جهان در حجمی بسیار كوچك
متراكم میشود، كه نتیجه این روند چگالی باور نكردنی جهان اولیه - لحظه
بیگ بنگ – است. با تقسیم فاصلهٔ كهكشان بر سرعت ذاتی آن قادر به تخمین طول
عمر جهان خواهیم بود. با این روش میتوانیم تخمین بزنیم كه در چه زمانی
فاصلهٔ ما تا دیگر كهكشانها صفر بودهاست. محاسبات نشان میدهند كه بیگ
بنگ در حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد سال قبل - ۳ برابر عمر زمین – اتفاق افتادهاست. یكی از راههای تست كردن این تخمین این است كه به ذنبال كهنترین جسم در كیهان باشیم این جسم میباید سنی در حدود ۱۰ تا ۱۵
میلیارد سال داشته باشد نه بیشتر. روش دیگر بررسی فعالیتهای رادیو اكتیوی
ایزوتپهای اورانیوم است. میدانیم كه كهنترین ایزوتوپهای تشكیل شده
توسط فعالیتهای هستهای ابر –نو اخترها ۱۰ میلیارد سال سن دارند. با استفاده از مدلهای امروزی تحول ستارهای میدانیم كه كهنترین ستارهای موجود در كهكشان را شیری در حدود ۱۰ میلیارد سال سن دارند. سنین به دست آمده با تخمین -های ما مطابقت دارند. با
توجه به این كه در ابتدای كیهان دما بسیار زیاد بودهاست میتواند دلیل
خوبی برتائید این مطلب باشد كه هلیم و دتریم پیش از تشكیل هر ستارهای در
جهان بوجود آمدهاند. این عناصر در همجوشیهای هستهای تولید میشوند. همجوشی یك پروتون با یك نترون منجر به تولید دتریم - هیدروژن سنگین - میشود. این فرایند تنها در دماهای بسیاربالا مثل دمای هستهٔ ستارهها امكان پذیر است. در سال ۱۹۴۶، جورج گاموو(George Gamow) یكی
ازدانشجویان فریدمن پیشنهاد داد كه همجوشی هستهای میبایست در كیهان
اولیه زمانی كه دما بسیار بالا بود اتفاق افتاده باشد. این فرآیند سنتز
هستهای نام دارد، كه منجر به تولید هلیم و دتریم (همچنن مقداری لیتیم و
بریلیوم) از دریای انبوه پروتونها و نترونهای پر انرژی كیهان اولیه
شدهاست. در اوایل دههٔ ۱۹۶۰ طیف سنجی ستارههای محلی نشان داد كه هلیم ۲۰ تا ۳۰
در صد از جرم ستارهها را تشكیل میدهد. و بقیه جرم ستاره را غالبا
ازهیدروژن تشكیل شدهاست. تنها دو منبع در جهان حاضر فادر به تولید هلیم
هستند كه یكی ستارههای آسمانند و دیگری بمبهای اتمی. هر دو اینها با
استفاده از همجوشی هستهای و در آمیختن هستههای هیدروژن، هلیم تولید
میكنند كه انرژی فراوانی نیز از این فرایند تولید میشود. ستاره شناسان بر
این اعتقادنند كه اگر تمامی هلیم موجود در جهان توسط ستارهها تولید
شدهاست درنتیجه روشنایی آسمان باید بیشتر از حال حاضر باشد. بنابراین
هلیوم موجود میباید قبل از ستارهها تولید شده باشد. برپایه تئوری سنتز هستهای مدل بیگ بنگ فیزیكدانها در اواسط دههٔ ۱۹۶۰
تخمین زدند كه در حدود یك چهام جرم كیهان در ابتدا به هلیم تبدیل شدهاست،
در حالی كه باقیمانده جرم به هیدروژن تبدیل شده. این مقدار با اندازه
گیریهای اولیه ۲۰ تا ۳۰ درصد فراوانی هلیم، كه امروزه مشاهده میكنیم - كه توسط بیگ بنگ، قبل از اینكه در ستارهای تولید شود، تولید شدهاست - سازگار است. در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ با مطالعه طیف دیگر كهكشانها مشخص شد كه اكثریت هلیم مشاهده شده قبل از شكل گیری ستارهای در كیهان وجود داشتهاست. مقدار
اكسیژن موجود در ستاره میزان سنتز هستهای ستاره را نشان میدهد زیرا این
ستارهها هستند كه توسط همجوشی هستهای هیدروژن عناصر سنگین تری مثل:
اكسیژن، نیتروژن، كربن و هلیوم را تولید میكنند. اگر همانند اكسیژن تمامی
هلیوم موجود در كیهان توسط ستارهها تولید شده باشد انتظار نمیرود در
كهكشانهایی كه اكسیژن ندارند هلیوم یافت شود زیرا كهكشانها قبل از شكل
گیری عناصرسنگین در ستارهها شكل گرفتهاند. برای شكل گیری یك كهكشان مقدار
اولیه هلیوم مورد نیاز در حدود ۲۴
درصد است و این مطلب تاییدی بر وجود تئوری سنتز هستهای بیگ بنگ است. به
این معنا كه باید در جهان اولیه هلیوم تولید شده باشد. نتایج رصدی از این
تئوری - كه در جهان اولیه یك چهارم جرم كیهان توسط سنتز هستهای به هلیوم
تبدیل شدهاست - دفاع میكنند. شاهد دیگری برای تایید سنتز هستهای در كیهان اولیه دتریوم میباشد. دتریم
بر خلاف هلیوم هرگز در مركز ستارهها تولید نمیشود. دتریم تولید شده در
ستارهها در دمای بالا و فشار زیاد بلا فاصله یا تجزیه میشود- در دمایی
بالاتر از یك میلیون درجه كلوین دتریم به یك پروتون و یك نترون تجزیه
میشود- و یا اینكه به هلیوم تبدیل میشود. ستاره شناسان در اوایل دهه ۱۹۷۰ پی بردنند كه عاملی نا مشخص در كیهان حاضر منجر به تولید دتریم میشود. مطالعات انجام گرفته در سال ۱۹۷۳
بر روی طیف جذبی ستارههای نزدیك شان داد كه مادهٔ میان ستارهای حاوی
مقدار كمی دتریوم میباشد. و از آنجا كه ستارهها قادر به تولید دتریوم
نمیباشد، در نتیجه دتریوم موجود میبایستی درابتدای شكل گیری كهكشانها یا
حتی قبل از آن تولید شده باشد. با
وجود اینكه در كیهان اولیه دما به شدت بالا بودهاست ولی به دلیل انبساط
عالم چگالی و فشار به سرعت كاهش یافته طی این مدت دتریوم تولید شده فرصتی
برای تجزیه پیدا نكردهاست. بر این اساس فراوانی هلیوم و دتریوم موجود در
جهان شاهد دیگری است بر آغازی با دمای بالا، برای كیهان كه این انفجار
نیرومند با مدل بیگ بنگ سازگاری دارد دلیل سوم و نهایی برای مدل بیگ بنگ تابش پس زمینهٔ كیهانی است. در سال ۱۹۴۸ آقای
گاموو پیش بینی كرد كه تابش حاصل از سنتز هستهای كیهان اولیه هنوز فابل
آشكار سازی است. او دمای لازم برای تشكیل هلیوم در كیهان اولیه را محاسبه
كرد و بر اساس آن دمای تابشهای به جا مانده از آن فرآیند را در جهان امروز
حدود ۵ درجهٔ كلوین تخمین زد. اغلب فیزیكدانهای تئوری و حتی خود او بر این باور بودند كه این دما برای ردیابی بسیار ضعیف است. به هر حال در سال ۱۹۶۴ دو ستاره شناس رادیویی به نامهای آرنو پنزیاس (Arno Penzias) و رابرت ویلسون (Robert Wilson) میكوشیدند
تا سیگنالهای مزاحم پس زمینه را از سیگنالهای دریافتی آنتن رادیویی خود
حذف كنند. آنها بر این باور بودند كه عامل این نویز مزاحم پس زمینه فضلهٔ
كبوترانی است كه در آنتن رادیویی آنها لانه كردهاند و با پاك كردن این
فضلهها میتوانند این نویز مزاحم را حذف كنند اما پس از یك سال آنها
همچنان این نویز مزاحم را دریافت میكردنند، و قادر به حذف آن نبودند. آن
دو متوجه شدن كه این نویز در تمام جهات به صورت یكسان دریافت میشود - چه
آنتن رادیویی آنها به سمت خورشید هدفگیری شده باشد یا به سمت مركز كهكشان و
یا حتی محدودههای خالی آسمان- این بدان معنا بود كه این سیگنال میبایستی
از ورای كهكشان منشاء داشته باشد، در غیر این صورت نمیتوانست در تمام
جهات آسمان به صورت یكسان دریافت شود. همگرایی شدید این سیگنال نشان میداد
كه منبع این سیگنال در فاصلهٔ دوری از ما قرار دارد به عبارت دیگر در
اوایل عمر كیهان اتفاق افتادهاست. همچنین منبع این سیگنال میبایستی پر
قدرت باشد كه در حال حاضر ما قادر به آشكار سازی آن هستیم. سرانجام
فیزیكدانها پی بردند كه این تابشها از انفجار اولیه كیهان منشاء
گرفتهاند - همان طور كه آقای گاموو پیش بینی كرده بود -. اما آنها چگونه
میتوانستند مطمئن شوند كه كشف پنزیاس و ویلسون همان تابش پس زمینهٔ كیهانی
است؟ اگر
این تابش حاصل بیگ بنگ باشد باید از طیف جسم متعارفی كه جسم سیاه نامیده
میشود پیروی كند. جسم سیاه جسمی است كه تمام تابش دریافتی را جذب میكند.
بر اساس مدل بیگ بنگ كیهان اولیه تجمعی فشرده شده از ذره و نور بودهاست، و
دمایی بسیار بالا داشتهاست. در یك چنین محیطی ذره دائما با نور در برخورد
بودهاست، آن را جذب میكرده و دوباره آن را تابش میكردهاست. نور در یك
چنین شرایطی دارای طیف جسم سیاه میباشد، و این مشخصه نور در طول سفرش در
فضای منبسط شونده ثابت میماند. در طیف جسم سیاه هر طول موج دارای شدت خاصی
است. و این شدت در طول موجهای مختلف تنها تابع دمای جسم است. بنابراین
ستاره شناسان با اندازه گیری شدت تابش در طول موجهای مختلف میتوانند
نتیجه یگیرند كه این تابش با تابش جسم سیاه مطابقت دارد یا خیر. در دههٔ ۱۹۷۰
گروههای مختلفی شدت تابش را در امواج ماكرو ویو و فروسرخ اندازه گیری
كردند. تمامی این مشاهدات تایید كرد كه تابش پس زمینهٔ كیهانی یك تابش جسم
سیاه میباشد و دمای آن در حدود ۳ درجهٔ كلوین است. در سال ۱۹۹۱ رصد خانه فضایی COBE اندازه گیری دقیقی از تابش پس زمینهٔ كیهانی انجام داد و نتیجه بسیار شگفت آور بود. در ۴۳
مورد اطلاعات اندازه گیری شده همخوانی كاملی با طیف جسم سیاه داشتند. این
اطلاعات چنان با طیف جسم سیاه هم خوانی داشتند كه نمودار طیف جسم سیاه به
طور كامل در پس آنها مهو میشد. این مورد، آخرین نمونه از یكسان بودن
فیزیك تئوری و مشاهدات انجام گرفته شده توسط نجوم بود. بر اساس اندازه گیریهای ماهواره COBE دمای تابش پس زمینهٔ كیهانی میبایستی ۰٫۰۱۰±۲٫۷۲۶باشد. این مقدار اندازه گیری شده به اندازه قابل توجهی از مقدار اصلی تابش كمتر است ودلیل این امر انبساط عالم میباشد -عالم
منیسط شونده منجر به افزایش طول موج تابش شده و انرژی موج را كاهش میدهد -
این موج به اندازه سن عالم در راه بوده تا به ما برسد. امروزه ستاره
شناسان میدانند كه عالم منبسط شونده طول موج تابش پس زمینهٔ كیهانی را با
ضریب ۱۰۰۰ افزایش میدهد. درخش پس از بیگ بنگ در زمانی اتفاق افتادهاست كه عالم تنها ۰۰۰/۵۰۰
هزار سال عمر داشتهاست در نتیجه تابش پس زمینهٔ كیهانی قدیمیترین سوژه
رصد شده تا كنون است. در حقیقت ما اتفاقات حاصل از بیگ بنگ را نظاره
میكنیم. مشخصات عالم: عمر جهان T=13.8*10^12 years= 4.3 * 10^20 شعاع جهان شعاع جهان 45.7 میلیارد سال نوری است كه معادل عدد R=4٫3*10^29 m حجم جهان فرض این كه جهان را كروی در نظر بگیریم داریم: V= 33.3 * 10^88 m^3 چگالی جهان D= 10^-18 kg/m^3 جرم جهان M= 17.1*10^60 kg توجه شود كه ارقام فوق تقریبی است، اما نتیجهای كه از آنها میخوهیم بگیریم، عمیقتر از اهمیت درستی یا نادرستی ارقام فوق است. جنبش
انبساطی یا به عبارت دیگر از همدیگر دور شدن كهكشانها به هر حال رو به
كند شدن است. زیرا جزایر جهانی متعدد در واقع به سمت یكدیگر جذب میشوند و
در نتیجه حركت انبساطی آنها كند تر میشود. اكنون پرسش این است كه آیا
زمانی همهٔ این حركتها متوقف خواهد گردید و این عالم در هم فرو خواهد
پاشید؟ این مساله بستگی به تراكم ماده در جهان هستی دارد. هر چه این تراكم
بیشتر باشد نیروهای گرانش میان كهكشانها و دیگر اجزای گیتی بیشتر بوده و
به همان نسبت حركت آنها با شدت بیشتری متوقف خواهد شد. هم اكنون چنین به
نظر میرسد كه تراكم جرم بسیار كمتر از آن است كه زمانی عالم در حال انبساط
را به توقف در آورد. به هر روی این امكان وجود دارد كه هنوز جرمهای بسیار
بزرگ ناشناختهای از قبیل (سیاه چالههای اسرار آمیز) یا (ابرهای
گازی شكل تاریك) وجود داشته باشند و یا نوترینوها كه بدون جرم به شمار
میآیند جرمی هرچند كوچك داشته باشند. اگر این طور باشد در این صورت حركت
كیهانی زمانی شاید ۳۰
میلیارد سال دیگر متوقف خواهد شد. در آن زمان كهكشانها با شتابی زیاد
حركت به سوی یكدیگر را آغاز خواهند كرد تا در پایان به شكل یك گوی آتشین
بزرگ یكپارچه شوند. آن زمان شاید میباید روی یك انفجار اولیه جدید دیگر و
زاده شدن یك كیهان دیگر حساب كنیم. با توجه به سطح كنونی دانش آدمی و میزان
پژوهشهای انجام شده باید اینطور فرض كرد كه كیهان تا ابدیت انبساط خواهد
یافت. برای یك لحظه شتاب جهان و انبساط جهان را فراموش كنید. حالا فرض كنید جهان در حال فرو ریختن در خود است. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در
این حالت تمام شواهد نشان میدهد كه جهان در حال انقباض است. نخست نور
دریافتی از ستارگان به طرف آبی جابجا میشوند. فاصله بین اجسام در حال كاهش
است. بنابراین فاصله بین زمین و ماه كاهش مییابد، ماه به زمین وصل میشود. زمین و سایر سیارات در خورشید سقوط میكنند. فشار گرانش افزایش مییابد. خورشید
وستارهٔ آلفا قنطورس (نزدیكترین ستاره به خورسید) یكدیگر را جذب میكنند.
فاصلهها به سرعت كاهش مییابد. حجم جهان كاهش مییابد و شدت گرانش و فشار
آن افزایش مییابد.چه اتفاقی برای اتمها میافتد؟ شعاع
مدار اتمها كاهش مییابد. الكترونها در هسته سقوط میكنند. بنابراین تنها
هستهها باقی میمانند. همچنین ممكن است حجم هستهها نیز كاهش یابد. اما ما هیچگونه شاهدی بر این امر نداریم. لذا اجازه بدهید با توجه به چگالی هسته بحث را ادامه دهیم.چگالی هسته 2*10^17kg/m^3 فرض كنیم جهان كاملاً درهم فرو ریزد. بنابراین با توجه به چگالی هسته حجم جهان را حساب میكنیم حجم جهان Vo=M/D=8.5*10^43 m^3 آنگاه شعاع جهان برابر خواهد شد با Ro= 2.7* 10^14m و این یك سیاه چالهٔ مطلق است. با توجه به نظریه سی. پی. اچ. همه چیز از سی. پی. اچ. ساخته شدهاست. همچنین
هستهها نیز از سی. پی. اچ. ساخته شدهاند. سی. پی. اچ.ها در هسته اتم
اسپین دارند و در كنار یكدیگر حركت میكنند. سی. پی. اچ. دارای اسپین و
حركت انتقالی است. بطوریكه in all inertial frames and any space gradVc=0 فرض كنیم یك سی. پی. اچ. دارای سرعت انتقالی و اسپین v, sهنگامیكه
سرعت انتقالی آن به سمت صفر میل میكند، اسپین آن به ماكزیمم میرسد.
هنگامیكه فشار گرانش خیلی افزایش یابد، فاصله بین سی. پی. اچ.ها كاهش
مییابد. هیچ جسم یا ذرهای حتی نور و سایر امواج الكترمغناطیسی نمیتواند
از میدان گرانش آن بگریزد. شكل زیر در
این حالت سرعت انتقالی سی. پی. اچ. نزدیك به صفر است. مهبانگ (بیگ بنگ) از
سیاه چالهای نظیر آن بوجود آمدهاست. با توجه به معادله زیر ما میتوانیم
درك خوبی از مهبانگ داشته باشیم فرض
كنیم شدت گرانش به قدری باشد كه اسپین سی. پی. اچ.ها در سطح یك سیاه چاله
به حداكثر ممكن برسند، یعنی سرعت انتقالی آنها بسمت صفر میل كند. چنین
سیاه چالهای یك سیاه چالهٔ مطلق است. در این حالت سیاه چاله حالت بحرانی
خواهد داشت و با افزایش شدت میدان گرانشی آن، سی. پی اچ. از نیروی خارجی
تبعیت نمیكند و سیاه چالهٔ مطلق منفجر میشود. در لحظات اولیه سی. پی. اچ.ها با سرعت Vc میگریزند و اثر گرانش در همه جا گسترش مییابد. با توجه به اینكه شعاع جهان در این حالت از رابطه زیر به دست میآید Ro<< 2.7*1014 m و
با توجه به سرعت سی. پی. اچ. جهان در چند ثانیه شدیداً منبسط میشود. اما
در آنجا ماده و انرژی وجود ندارد. در این وضعیت تنها سی. پی. اچ. است كه با
سرعت انتقالی Vc در
فضا منتشر میشود. اما سی. پی. اچ.ها با یكدیگر دارای كنش متقابل هستند و
یكدیگر را جذب میكنند. سی. پی. اچ.ها اسپین میگیرند و كوانتومهای كوچك
انرژی شكل میگیرند. آنگاه امواج الكترومغناطیسی ظاهر میشوند. این مرحله
در یك مدت زمان بسیار طولانی اتفاق میافتد. بتدریج انرژی در مدتهای كوتاه
تری تولید میشود. و مقدار زیادی كوانتومهای بزرگ انرژی ظاهر میشود حال
به مركز انفجار توجه فرمایید. مركز سیاه چاله مطلق نظیر مركز سایر اجسام
بزرگ است و فشار گرانش در آنجا تقریباً صفر است. بنابراین هنگامیكه جهان
(سیاه چاله مطلق) منفجر میشود، مركز آن تحت فشار شدید از همهٔ اطراف قرار
میگیرد.در
ثانیه اول انفجار كنش و واكنشها در مركز جهان بسیار شدید است. مقادیر
متنابهی انرژی تشكیل میشود و به ماده و پاد ماده تبدیل میشوند. بتدریج
گرد وعبار و اجسام ظاهر میشوند. با انبساط جهان اندازه اتمها نیزافزایش
مییابد. و این تاریخ واقعی جهان ما است. نتیجه در
قرن بیستم ما نظاره گر جهش بزرگی در درك و شناخت كیهان بودیم. از زمانی كه
معتقد به جهانی پایدار بودیم چندی نمیگذرد. كهكشانهای دوردست كه از ما
دور میشوند ما را متوجه ساختند كه جهان در حال انبساط است. با سفری به
گذشته این جهان منبسط شونده ما به كیهان اولیهای چگال و داغ میرسیم. در
میانههای قرن بیستم به این مطلب پی بردیم كه واكنشهای هستهای در كیهان
اولیه رخ دادهاند دلیلی بر فراوانی نسبی هلیوم و دتریوم میباشند. با
حركت به جلو توانستیم درخش پس از بیگ بنگ را كه میلیاردها سال پیش اتفاق
افتادهاست، آشكار سازی كنیم. در نهایت كشف این كه جهان با بیگ بنگ آغاز
شدهاست ممكن است مانند سایر اكتشافات انسان ثابت و پا بر جا باقی بماند.اگر
چه بیگ بنگ به عنوان تنها تصور جهانی از جهان است. اما امروزه
فیزیكدانهای ذرهای در حال تدارك تئوری در مورد تاریخ جهان در چند
ترلیونیوم ثانیه پس از بیگ بنگ هستند. آنها قادرند كه نظریهای خود را با
استفاده از شتاب دهندههای ذرات امتحان كنند و وقایع را (حتی با انرژیهای
بالا) همانند جهان اولیه شبیه سازی كنند. برای درك اینكه جهان چگونه آغاز
شدهاست تئوری باید تدوین شود كه شامل نظریه نسبیت عام (به دلیل جاذبه باور
نكردنی جهان اولیه) و مكانیك كوانتومی (به دلیل چگال و فشرده بودن جهان
اولیه) باشد. هدف فیزیك امروزه ارتقا بخشیدن نظریه كوانتومی جاذبهاست تا
جایی كه روزی ما به این حقیقت پی ببریم كه چه چیزی در لحظهٔ تولد جهان
اتفاق افتادهاست. منابع: www.nasa.mahbang.ws www.khorshidvash.com www.porsojoo.com/fa www. ulduzlarda.blogspot.com torbatsky.blogfa.com www.tebyan.net
برگرفته شده ازسایت:عناصر پیدایش زندگی زمینی
اجزای سازندهٔ كیهان
شواهد در دفاع از نظریه مهبانگ
انبساط جهان
فراوانی هلیم و دتریم در كیهان
تابش پس زمینهٔ كیهانی
تداوم انبساط كیهان
سیاه چاله مطلق
به قلم: مریم حجازی مطلق
مِهبانگ یا انفجار بزرگ به انگلیسی: (Big Bang) یك نظریه علمی است، و لحظه آغازین هستی را گویند كه كل هستی (شامل زمان و هر سه بعد) از آن هنگام، بر طبق این نظریه، شروع شدهاست. بر
طبق این نظریه، جهان فعلی ما از ذره بسیار كوچك تر از كوچكترین ذرات
بنیادی بوجود آمد. البته علم فیزیك در آن لحظه وجود نداشت، و به این حالت تكینگی گویند.
در واقع بر طبق این نظریه، از این تكینگی جهان منفجر شد و از این ذره همهٔ
ذرات بنیادی به وجود آمدند و شروع كردند از مركز آن دور شدن، كه میلیاردها
كهكشان و از جمله كهكشان راه شیری به وجود آمدند. این
انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادكنكی میشود. البته نیروی دیگری كه در
این انبساط و كند شدن سرعت انبساط ان تأثیر دارد نیروی جاذبهاست و
خمیدگیهای فضا زمان نسبیتی و در این صورت سه حالت متصور است 1. انبساط دائم 2.رسیدن به یك حالت ثابت و پایدار 3.انقباض بعد از انبساط پژوهشهای
انجام شده در سالهای پیش نشان میدهد كه جهان افزون بر آنكه در حال بزرگ
شدن است، این انبساط دارای شتاب نیز میباشد. یعنی همچنان كه كهكشانها در
حال دور شدن از یكدیگر هستند، افزون بر تندی (سرعت(دارای شتاب نیز میباشد. هنگامی كه بحث انبساط جهان مطرح شد، برای توجیه آن باید یك نظریه منطقی و نو ارائه میشد تا بتواند بزرگ شدن جهان را توجیه كند. این
نظریه باید توضیح میداد كه بزرگ شدن جهان از كجا و چه زمانی آغاز شده
است؟ برای توجیه بزرگ شدن جهان نظریه «مهبانگ» -(انفجار بزرگ-((Big Bang) مطرح شد كه بر پایهٔ آن جهان از انفجار یك تودهٔ فوق العاده متراكم و با حجم ناچیز آغاز شدهاست. پس
از آنكه شتاب جهان مطرح شد، باید یك دلیل منطقی برای توجیه آن ارائه
میشد. همچنانكه میدانید طبق قوانین فیزیك شتاب ناشی از اعمال نیرو یا
انتقال انرژی صورت میگیرد. بنابراین باید نیرویی به جهان اعمال شود یا
انرژی وجود داشته باشد تا بتواند شتاب جهان را توجیه كند. براین پایه بحث
انرژی تاریك یا Dark Energy مطرح
شد كه هنوز سرچشمه و چرایی آن ناشناختهاست. البته در این زمینه نظریههای
گوناگونی مطرح شدهاست، اما هیچ كدام نتوانسته پاسخی پذیرفتنی به آن بدهد. چكیده در این مقاله ابتدا به تعریف CPH كه
همهٔ مادههای جهان از آن تشكیل شدهاند میپردازیم سپس راجع به نخستین
لحظات پیدایش كیهان صحبت میكنیم كه چگونه پس از انفجار بزرگ كیهان تشكیل
شد و چگونه هلیم و دتریم از طریق همجوشی با یكدیگر هیدروژن كه عنصر اصلی
تشكیل ستارگان وسیارات هست را بوجود آوردند سپس نگاهی به مقادیر تقریبی
مشخصات كیهان پرداخته وبا توجه به انبساط همیشگی كیهان , فراوانی هلیم و
دتریم و تابش پس زمینهٔ كیهانی حادثهٔ انفجار بزرگ را اثبات میكنیم و در
آخر میبینیم كه كیهان همواره در حال انبساط خواهد بود. نام در زبان پارسی «مه» یعنی «بزرگ» و بانگ به معنای صدای بلند است. تاریخچه ایده و تئوری مهبانگ (انفجار بزرگ) با نگرش بر ساختار كیهان ایجاد شد. در سال ۱۹۱۲ میلادی (۱۲۹۱ ه. ش) توسط وستو اسلیفر این تحقیق آغاز شد. طبق نظریهٔ CPH همهٔ ذرات موجود در جهان از CPH تشكیل شدهاند و CPH همواره
با مقدار سرعت ثابت حركت میكنند و هنگامیكه یكدیگر را جذب میكنند مقداری
از این سرعت ثابت به حركت دورانی تبدیل میشود كه آن را اسپین مینامند به
طوری كه طبق نظریه CPH پس از مهبانگ CPHها به همهٔ اطراف جهان پراكنده شدند كه با سرعت ثابت Vc>c به حركت خود ادامه میدادند. بتدریج CPHها
یكدیگر را جذب كردند و به انرژی تبدیل شدند و انرژی نیز به ماده و پاد
ماده تبدیل شد. بتدریج غبارهای آسمانی تشكیل گردید و ستارگان و كهكشانها
پدید آمدند. از آنجایی كه همهٔ اجسام و ذرات موجود در جهان از CPH تشكیل شدهاند و این CHPها در ساختمان ماده دارای حركت دورانی یا اسپین هستند، لذا هر انفجاری كه در جهان صورت گیرد، مقداری از حركت دورانی یا اسپین CPHها به حركت انتقالی تبدیل میشود. چون بیشتر مادهٔ موجود در جهان در ستارگان در حال انفجار است، لذا بطور مداوم حركت دورانی CPHها به حركت انتقالی تبدیل میشود و این امر موجب انبساط و در عین حال شتاب جهان میشود. همه چیز در حال گردش است. زمین به گرد خورشید میچرخد و ماه به گرد زمین. زمین
و همهٔ سیارهها ی منظومه خورشیدی نیز به دور ستاره بزرگ خورشید میچرخند.
منظومه خورشیدی ما كه در یكی از بازوهای كهكشان راه شیری قرار دارد به گرد
هسته مركزی راه شیری میچرخد. كهكشان راه شیری در خوشهای به نام گروه
محلی قرار دارد. همگی كهكشانهای گروه محلی نیز به دور مركز گروه محلی
میچرخند. از
گرد هم آمدن گروهها و خوشههای بسیاری همچون گروه محلی، مجموعه بسیار
بزرگ تری به نام «ابر خوشه» تشكیل میشود. جهانی كه ما در آن زندگی میكنیم
از میلیونها ابر خوشه تشكیل شدهاست. اكنون میخواهیم از زمین كوچكمان كه
در این جهان بزرگ، حتی به اندازه یك نقطه كوچك هم نیست بیرون رویم و به
سوی نخستین لحظههای تشكیل كیهان برویم. بیش از ۱۳
میلیارد سال پیش همهٔ انرژیهای دنیا، یعنی همهٔ آن چیزی كه هم اكنون وجود
دارد به صورت اصلیترین ماده تشكیل دهندهٔ انرژی در یك نقطه وجود داشت.
(در طول مقاله واژههای كیهان و عالم به كار برده شدهاست كه هر دو به یك
معنا است.) این نقطه با انفجاری بزرگ گسست و انرژی خود را به هر سو پخش كرد. این لحظه را «مهبانگ» -(انفجار بزرگ –((Big Bang) میگویند.
پس از انفجار بزرگ همهٔ انرژیهای جهان كه در یك نقطه جمع شده بود به هر
سو پخش و گسترده شد كه اكنون نیز ادامه دارد. به زبان ساده جهان از زمان
مهبانگ تا اكنون در حال انبساط (باز شدن) ات. پس از دو دقیقه با همجوشی
پروتونها و نوترونها، دوتریوم درست شد. پس از سه دقیقه، هلیم از همجوشی
دوتریوم، پروتونها و نوترونها پدیدار شد. در آن هنگام چگالی جرمی ماده از
چگالی ماده معادل انرژی فوتونها كمتر بودهاست، در حالی كه هم اكنون
چگالی جرمی ماده از چگالی ماده معادل انرژی فوتونها بیشتر است. در آغاز
ساخته شدن كیهان نوترونها، پروتونها و الكترونها تنها سهم ناچیزی از
مقدار ماده را داشتند و این فوتونها بودهاند كه انحنای فضا- زمان را به
وجود میآوردند. صدهزار
سال پس از تشكیل عالم، دمای كیهان هشت هزار كلوین بود در حالی كه نهصد
هزار سال بعد دمای جهان به سه هزار درجه كلوین كاهش یافت. در این زمان به
دلیل افت دما و خنكی نسبی ای كه به وجود آمده بود پروتونها و الكترونها
با یكدیگر درهم آمیخته شدند تا این كه اتمهای خنثای هیدروژن را به وجود
آوردند. كیهان در این زمان (یك میلیون سالگی) برای نخستین بار شفاف شد كه
با وقوع شفافیت فوتونهای زمینه میكرو موجی كیهانی در تمام عالم گسترش
یافتند. در این هنگام بخشهایی از كیهان كه مقداری از میانگین چگال تر
بودند تبدیل به خوشهها، ابرخوشهها و كهكشانها شدند و بخشهای كوچك و كم
تراكم تر باقیمانده تبدیل به فضای میان ابرخوشهها شدند. طی
یك دوره چند میلیون ساله ابرهای گازی به وجود آمدند كه هسته آغازین تشكیل
ستارگان بودند. كهكشان راه شیری در یك ابر چرخنده كم سرعت از هیدروژن و
هلیوم كه در حدود ۱۰۰ كیلو پارسك (۳۲۶ سال نوری) پهنا دارد تشكیل شد. البته
هنوز معلوم نیست كه كهكشان ما از یك ابر بزرگ گازی تشكیل شده یا آن كه
شماری از ابرهای كوچك كه با یكدیگر درهم آمیخته شدهاند. در راه تكمیل و
گسترش كیهان در مركز كهكشان راه شیری دو مركز بسیار پرانرژی كه سیاه چاله
هستند به وجود آمد كه به نوعی نقطه تعادل و جاذبه گردشی كهكشان است. بیش از
۵/۴ میلیارد
سال پیش منظومه خورشیدی ما در درون یكی از ابرهای گازی كهكشان راه شیری
زاده شد. در آغاز بخشهایی از این ابر بزرگ شروع به متراكم شدن كرد و بر
اثر كشش گرانشی فشرده شد تا به صورت یك توده كروی شكل درآمد. پس از صد هزار
سال خورشید به صورت یك كره بسیار كوچك زاده شد. خورشید كوچك پیاپی داغ تر و
گرم تر میشد و به سرعت به گرد خود میچرخید و از خود ماده در فضا رها
میكرد. پس از مدتی خورشید به دوران بلوغ خود رسید. در این دوره نخستین
انفجارهای هستهای خورشید آغاز شد كه سبب درخشش این ستاره بزرگ میشد.
خورشید از آغاز پیدایش خود تاكنون پیاپی در حال تبدیل ماده به انرژی است. حلقههایی
از موادی كه از خورشید جدا میشدند كم كم به صورت اجرام كوچكی درآمدند و
پس از مدتی بر اثر گرانش بسیار بالای خورشید در مدارهایی متفاوت شروع به
چرخیدن كردند. این اجرام كه تودههای كوچك چرخانی در میان تودههای بزرگی
از گاز و غبار بودند پس از طی چندین میلیون سال تبدیل به سیارههای بزرگ و
كوچكی شدند كه امروزه به نه نام مختلف همچنان به دور خورشید بزرگ در حال
گردش هستند. هر نه سیاره منظومه خورشیدی در نه مدار مختلف و در فاصلههای
معینی از خورشید قرار دارند كه به ترتیب از اولین سیاره نزدیك به خورشید
عبارتند از «تیر (عطارد)، ناهید (زهره)، زمین، بهرام (مریخ)، برجیس
(مشتری)، كیوان (زحل)، اورانوس، نپتون و پلوتو یوهان كپلر قانونهای سه
گانهای را كشف و برای حركت سیارهها وضع كردهاست كه شامل مواد زیر است: 1. همه سیارهها در یك مدار بیضی شكل به گرد خورشید میچرخند 2. هر سیارهای كه در گردش خود نزدیك به خورشید میرسد، سرعتش بیشتر میشود 3. بین مسافت و دوری سیاره از خورشید با زمانی كه مدار خود را میپیماید، نسبت خاصی برقرار است جهان
پهناور ما همچون بادكنكی كه در حال باد شدن است مدام در حال بزرگ شدن است و
هر روز بر پهنای آن افزوده میشود. بر طبق قانون هابل كهكشانهای دوردست
با سرعتی به تناسب دوریشان از ما فاصله میگیرند، بنابراین كیهان به طور
یكنواخت در حال انبساط است. البته بایستی بدانید كه كهكشانها خود در حال
انبساط و بزرگ شدن نیستند بلكه این فضا- زمان است كه باز میشود و
كهكشانها را با خود میبرد. بر پایهٔ این قانون اگر كیهان باز باشد،
انبساط تا بی نهایت ادامه دارد و اگر بسته باشد انبساط متوقف شده و كیهان
شروع به رمبش (انقباض) میكند. چون گرانش از سرعت انبساط عالم میكاهد ممكن
است كه روزی پیروز شود و موجب توقف گسترش كیهان و در نتیجه فروریختن كیهان
در خود شود. برای درك بهتر آن نمونهای میآوریم: سرعت گریز از زمین ۴/۱۱
كیلومتر بر ثانیهاست. حال اگر موشكی با سرعت كمتر بخواهد از جو زمین خارج
شود گرانش زمین این اجازه را به او نمیدهد و موشك به سوی زمین باز
میگردد. پس اگر سرعت سبی دو كهكشان از سرعت گریزشان كمتر باشد روزی انبساط
پایان یافته و كیهان آغاز به انقباض میكند و اگرسرعت گریزشان بیشتر باشد
انبساط عالم ادامه خواهد داشت. برای رسیدن به پاسخی قطعی درباره رنوشت
كیهان ما، در آغاز بایستی به چگونگی پیدایش آن پی برد. هم اكنون گروهی از
دانشمندان فیزیك در حال بررسی زمان صفر انفجار بزرگ از راه «نظریه
ریسمانها» هستند. نظریه ریسمانها فرضیهای نوین است كه هنوز به صورت
تجربی ثابت نشدهاست. بر طبق این نظریه، كیهان در ردهای بنیادی تر از
رشتهها یا ریسمانهایی ساخته شده كه با فركانسهای مختلف ارتعاش میكنند. پژوهش
درباره ماهیت انفجار بزرگ به ظاهر تنها از طریق نظریه ریسمانها امكان
دارد اما زمان پاسخ به چنین پرسشی سخت و دشوار كه بزرگترین معمای عالم است
مشخص نیست.نظریهٔ CPH و انرژی تاریك
نگاهی به چگونگی ایجاد و گسترش كیهان
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: نجومی،
نظر قرآن راجع به قضیه (فرضیه) مهبانگ Big-Bang چیست و آیا آن را اثبات میكند یا نفی؟
پاسخ:
چگونگی پیدایش جهان از اندیشههایی بوده كه همیشه فكر بشر را مشغول كرده
است. قرآن كریم در آیات متعددی اشاراتی به این مسأله كرده است و دانشمندان
كیهان شناس نیز در این مورد نظریاتی ابراز كردهاند و حتی بعضی صاحبنظران
خواستهاند با انطباق آیات قرآن با برخی از این نظریات علمی، اعجاز علمی
قرآن را اثبات كنند كه این مطالب قابل نقد و بررسی است.
مفسران و صاحبنظران در این مورد به این آیات توجه كردهاند:
«ثم استوی الی السماء و هی دخان»1
«سپس آهنگ [آفرینش] آسمان كرد، و آن دودی بود.»
«او لم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شی حی افلا یؤمنون»2
«آیا كسانی كه كفر ورزیدند ندانستند كه آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته
بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زندهای را از آب پدید
آوردیم؟ آیا [ باز هم] ایمان نمیآورند؟»
نكات:
نظریههای علمی درباره پیدایش جهان:
در مورد پیدایش جهان چند دیدگاه عمده، در بین كیهانشناسان جدید وجود دارد كه عبارتند از:
الف: نظریه مهبانگ (انفجار بزرگ):
این نظریه از سال 1900 م پیشنهاد شد و هم اكنون از سوی اكثر اخترشناسان
به عنوان بهترین نظریه موجود تلقی میشود. خلاصه این نظریه آن است كه حدود
20 بیلیون سال پیش تمام ماده و انرژی موجود در جهان، در نقطهای بسیار كوچك
و فشرده متمركز بوده است. این نقطه كوچك و بی نهایت چگال و مركب از ماده -
انرژی منفجر شد و به فاصله چند ثانیه پس از انفجار این آتشگوی، ماده -
انرژی با سرعتی نزدیك به سرعت نور در همه سو منتشر شد. پس از مدت كمی،
احتمالاً چند ثانیه تا چند سال، ماده و انرژی از هم تفكیك شدند. و تمام
اجزاء گوناگون جهان امروز از دل این انفجار نخستین بیرون ریختهاند.
هواداران این نظریه ادعا میكنند تمامی كهكشانها، ستارگان و سیارات هنوز
تحت تأثیر شتاب ناشی از انفجار، با سرعت زیادی از همدیگر دور میشوند و
این مطلب بوسیله مشاهدات «ادوین هابل» (1919 م) تأیید شد.
«استفن ویلیام هاولینگ» كیهان شناس معروف معاصر پس از تشریح انفجار اولیه
و مراحل اولیه آن تا تشكیل گازهای داغ و سوزان، این نظریه را به دانشمند
روسی «ژرژگاموف» نسبت میدهد.
«با گذشت زمان، گازهای ئیدروژن و هلیوم موجود در كهكشان به پارههای ابر
مانند تقسیم میشدند كه تحت أثر گرانش خود در هم فرو مینشستند... سپس در
اثر درجه حرارت بالا واكنشهای هستهای شروع شد. و ستارگانی مانند خورشید
ما تشكیل شد.
خورشید ستاره نسل دوم یا سومی است كه حدود پنج هزار میلیون سال قبل از
ابر متشكله از گاز چرخانی كه محتوی سوپر نوواهای پیشین بوده است بوجود آمده
است ...»6
دكتر «اریك اوبلا» مراحل پیدایش جهان را به هشت مرحله تقسیم میكند و مینویسد:
در مرحله اول (صفر تا 43 - 10 ثانیه) چیزی منفجر شد و تبدیل به گلوله آتشین شد.
در مرحله دوم (43 - 10 ثانیه تا 32 - 10 ثانیه) اولین سنگ بناهای ماده
مثلا كواركها و الكترونها از برخورد پرتوها با یكدیگر به وجود آمد.
در مرحله سوم (از 32 - 10 ثانیه تا 6 - 10 ثانیه) كیهان از مخلوطی از
كواركها، لپتونها فوتونها و سایر ذرات دیگر تشكیل شده و خیلی سریع در حال
از دست دادن حرارت بودند.
در مرحله چهارم (از 10 - 6 ثانیه تا 10 - 3 ثانیه) تقریباً تمام كواركها و ضد كواركها به صورت پرتو ذرّها به انرژی تبدیل میشوند.
در مرحله پنجم (از 10 - 3 ثانیه تا100 ثانیه) الكترونها و ضد الكترونها (پوزیترونها) در برخورد با یكدیگر به أشعه تبدیل میشوند.
در مرحله ششم (از 100 ثانیه تا 30 دقیقه) در درجه حرارت بسیار بالا اولین
هستههای اتمهای سبك و پایدار مثل، هیدروژن و هلیوم ساخته میشوند.
در مرحله هفتم (از 30 دقیقه تا یك میلیون سال) گوی آتشین حرارت خود را از
دست میدهد (به حدود 3000 درجه میرسد) و هسته اتمها و الكترونها پیوند
میخورد و آن مخلوط ذرهای قابل دیدن میشود.
در مرحله هشتم (از یك میلیون سال پس از خلقت تا امروز) از ابرهای
هیدروژنی دستگاههای راه شیری، ستارگان و سیارات به وجود میآیند این سیر
تحّول را در ایجاد ستارگان امروزه هم میتوان هنوز مشاهده كرد.
ابرهای گازی كه قرار است از آنها ستاره بوجود آید به سوی همدیگر كشیده
شده متراكم میشوند سپس به شكل گلوله در میآیند و اگر واكنشهای هستهای
پدید آید یك خورشید جدید متولد میشود.7
ب: نظریه حالت پایدار:
در سال 1940 این نظریه توسط (فردهویل)، اخترفیزیكدان انگلیسی پیشنهاد شد.
خلاصه این نظریه این است كه جهان نه تنها از نظر فضایی یكنواخت است (اصل كیهان شناختی) بلكه در طول زمان تغییر ناپذیر نیز هست.
این نظریه به حادثه خاصی نظیر انفجار بزرگ وابسته نیست. در نظریه حالت
پایدار ستارگان و كهكشانها ممكن است تغییر كنند اما در هر زمان تصویر كلی
جهان با تصویر امروزین آن، تفاوتی ندارد.
بر طبق این نظریه حالت انبساط جهان پذیرفته میشود امّا معتقدند كه به
تدریج ماده جدیدی در بین كهكشانهای دور شونده، ظاهر میشود این ماده جدید
به تدریج اتمهای هیدروژن را میسازد و آنها به نوبه خود ستارگان جدیدی را
شكل میدهد.
تذكر: خلق پیوسته ماده از فضای خالی اشكالاتی را برای این نظریه پدید آورده است. و این نظریه بعد از كشف تفاوت سن ستارگان رد شد.
ج. جهان پلاسما:
تعداد كمی از اخترشناسان خلقت جهان را با مدل «هانس آلفون» دانشمند سوئدی میبینند.
خلاصه این نظریه آنست كه 99% جهان قابل مشاهده (عمدتاً ستارگان) از پلاسما ساخته شده است.
پلاسما گاز یونیدهای است كه بارهای الكتریكی آن از هم جدا شدهاند.
پلاسما، گاهی حالت چهارم ماده خوانده میشود. صاحبان این نظریه معتقد هستند
كه انفجار بزرگ هیچگاه رخ نداده و جهان آكنده است از جریانهای الكتریكی
غول آسا و میدانهای عظیم مغناطیسی. از این دیدگاه جهان ازلی است و به وسیله
نیروی برقاطیس اداره میشود. بنابر این جهان آغازی معین و انجامی قابل
پیشبینی ندارد. و كهكشانها حدود 100 بیلیون سال پیش شكل گرفتهاند.
د: جهان انفجارهای كوچك (كهبانگ):
گروهی دیگر از اخترشناسان نظریه حالت پایدار دیگری را كه با رصدهای
اخترشناسی انطباق خوبی دارد پیشنهاد میكنند. بر طبق این نظریه جهان بدون
آغاز و انجام است. ماده بطور پیوسته در خلال انفجارهای كوچك (كهبانگها) و
احتمالاً با همكاری اختروشهای اسرار آمیز خلق میشود در این نظریه جدید
جهان بتدریج انبساط مییابد و كهكشانها شكل میگیرند.8
نكات تفسیری و اسرار علمی آیات:
«جمله (هی دخان - آسمانها در آغاز به صورت دود بود.) نشان میدهد كه آغاز
آفرینش آسمانها از توده گازهای گسترده و عظیمی بوده است و این با آخرین
تحقیقات علمی در مورد آغاز آفرینش كاملاً هماهنگ است. هم اكنون نیز بسیاری
از ستارگان آسمان به صورت توده فشردهای از گازها و دخان هستند.»9
الف: به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات
دانشمندان، مجموعه این جهان به صورت توده واحد عظیمی از بخار سوزان بود كه
بر اثر انفجارات درونی و حركت، تدریجاً تجزیه شد و كواكب و ستارهها از
جمله منظومه شمسی و كره زمین بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
برخی از روایات اهل بیت(ع) اشاره به این تفسیر دارد.10
ب: منظور از پیوستگی، یكنواخت بودن مواد جهان است به طوری كه همه در هم
فرو رفته بود و به صورت ماده واحدی خودنمایی میكرد امّا با گذشت زمان،
مواد از هم جدا شدند و تركیبات جدید پیدا كردند و انواع مختلف گیاهان و
حیوانات و موجودات دیگر در آسمان و زمین ظاهر شدند.11
ج: منظور از به هم پیوستگی آسمان این است كه در آغاز بارانی نمیبارید و
مقصود از به هم پیوستگی زمین آن است كه در آن زمان گیاهی نمیروئید امّا
خدا این هر دو را گشود از آسمان باران نازل كرد و از زمین انواع گیاهان را
رویاند.
روایات متعددی از اهل بیت(ع) اشاره به معنای اخیر دارد.12
تفسیر سوم (ج) با چشم قابل رؤیت است و با جمله «او لم یرَ الذین
كفروا...» «آیا كسانی كه كافر شدند ندیدند...» سازگار است و با جمله ذیل
آیه « و جعلنا من الماء كل شیء حی » نیز هماهنگی دارد.
ولی تفسیراول و دوم (الف، ب) نیز با معنای وسیع این جملهها مخالف نیست
چرا كه گاهی رؤیت به معنی «علم» میآید. و از اینجاست كه برخی مفسران
معتقدند كه مانعی ندارد آیه فوق دارای هر سه تفسیر باشد.13
و امّا معنای دوم (پیدایش انواع و اقسام موجودات از یك چیز بهم چسبیده)
را از قتاده، سعید بن جبیر، عكرمه از ابن عباس، فخر رازی15 نقل میكند و آن
را نظری معروف در عصر قدیم و جدید میداند.
آنگاه معنای دیگری را از ابو مسلم اصفهانی نقل میكند كه «فتق» به معنای
ایجاد و اظهار باشد. و این معنا را موافق كلام علی(ع) در نهج البلاغه (فتق
الاجواء... ثم فتق بین السموات العُلی)16 میدانند.
و این معنا را موافق آیات 11 - 12 سوره فصلت « ثم استوی الی السماء و هی
دخان » معرفی میكنند. كه دخان همان ماده اولیه خلقت آسمانها و زمین است و
از آن آسمان بوجود آمد. و واژه «ائتیا» در آیات سوره فصلت را به معنای امر
تكوینی و ایجادی میدانند و از آیه استفاده میكنند كه ماده آسمانها قبل
از وجودشان موجود بوده است و خدا صورتهای آنها را ایجاد كرد.
آنگاه متذكر میشود كه پیدایش موجودات از یك اصل واحد در تورات به آن
اشاره شده است. كه خدا جوهری را خلق كرد سپس با نظر هیبت به آن نگاه كرد به
صورت آب در آمد و سپس آسمانها و زمین را از آنها خلق كرد و آنها را از
همدیگر جدا ساخت.17 و آنگاه از طنطاوی نقل میكند كه مضمون این آیات معجزه
علمی است.18
سپس ایشان مطالبی علمی در مورد پیدایش جهان از لاپلاس و دیگران نقل
میكند و نتیجه میگیرد كه هدف قرآن بیان مطالب علمی نبوده است امّا
اشاراتی به فتق آسمانها داشته است ولی حقیقت آن برای ما روشن نیست هر چند
كه نظریههای علمی هم با آن موافق است. امّا ما به تطبیق این نظریات با
قرآن نمیپردازیم.19
«علم نه تنها حدوث عالم را ثابت میكند بلكه روشن میسازد كه دنیا از
حالت گازی در یك (لحظه معینی) در نتیجه یك انفجار بزرگ بوجود آمده است و
این لحظه تقریباً پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم در حال توسعه است.»20
ایشان مینویسد: «علم هیئت ثابت كرده است كه در ابتدای خلقت، كرات آسمانی
به صورت گاز به هم چسبیده و متصل بودند و بعدها به مرور زمان بر اثر
فشردگی و تراكم شدید گازها تبدیل به جسم شدند. این واقعیت علمی اولین بار
توسط «لاپلاس» ریاضیدان و منجم مشهور فرانسوی، در حدود دو قرن پیش اظهار
گردید و امروز نجوم جدید با دستاوردهای جدید خود صحت فرضیه علمی لاپلاس را
ثابت كرده است.»21
سپس از ژرژگاموف نقل میكند كه: «زمین و خورشید از گازهای بسیار سوزانی كه در چندین میلیارد سال پیش بودهاند به وجود آمدهاند.»22
سپس به نظریه تكوین عالم در دانش نو میپردازد كه: «جهان از جرم گازی با
دوران كند تشكیل شد» و سپس چگونگی تشكیل ستارگان و زمین را توضیح میدهد. و
قدمت كهكشانها را ده میلیارد سال و قدمت زمین و خورشید را 5/4 میلیارد سال
تخمین میزند. سپس مینویسد:
«دانش به ما میآموزد چنانچه به عنوان مثال (و تنها مثال) تكوین خورشید و
محصول فرعی آن یعنی زمین را در نظر گیریم، جریان امر توسط تراكم سحابی
نخستین و تفكیك آن رخ داده است. این دقیقاً همان است كه قرآن به طریق
كاملاً صریح با ذكر ماجراهائی كه «دود» آسمانی ابتدا یك نوع الصاق سپس یك
نوع انفكاك را بوجود آورده بیان نموده است.»23
_______________________________________
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: روان شناسی،
سلام به همه دوستان نجومی ووبلاگی ... بر اساس نظر سنجی که در این ویلاگ شد ... دوستان علاقه زیادی به مطالب روانشناسی داشتند و کار من را سخت تر نمودند ... اشکالی ندارد ... اما یک تست روان شناسی میوه ها برای علاقه مندان به روانشناسی گذاشته ام که امیدوارم خوششان بیاید .....
موفق باشید ...
به قلم: مریم حجازی مطلق

سلام به همه دوستای خوب وبلاگی ... دلم براتون تنگ شده بود ... تو طرح
ضیلفت اندیشه تکمیلی به سر میبردم که البته هنوز ادامه داره ... ادامه ای
که امیدوارم دوستان بعد از این طرح باربی بیرون نیان ... 
طرح خوبی بود البته اگه درست اجرا بشه والبته اگه استاد ها هم میومدن .... حسن عباسی رحیم پور ازغدی و.....
راستی تو این استاد ها پرچم دارشون تو نظم آقای پناهیان بود اونم بعد نماز ظهر که سر کلاس خودشون تشریف نیاوردن ... جالبه مگه نه ؟
از همه جالب تر دانشگاه فردوسی مشهد با اون همه دب دبه و کبکبش بود .... که
من مونده بودم چطوری بگم به همه ی پزی میدادم که دومی نداشت ... واقعا فکر
میکردم میخوام برم ی هتل 6 ستاره که عالیه ...
آقا چشتون روز بد نبینه ... چه هتلی بود ... هر چی بگم کم گفتم ازش.... انشا الله بچه ها که برگشتن بیشتر دربارش صحبت میکنن ...
از همه جالب تر دستشویی رو به قبله اش بود تو خوابگاه پردیس 2 ... باورتون میشه دانشگاه فردوسی و این چیزا ...؟!!!!!!!!!
بعدش غذا که واقعا افتضاح بود ... وای افطاری شنیسل گوشت یادم هیچ وقت نمیره ... چه چیز مزخرفی بود ...
قشنگ تر اعلام برنامه ها بود ... تو حرم بودیم پیامک میومد کلاس وبلاگ داریم ... ما که خیلی خندیدیم ...
3 روزم بی سحری وافطار روزه گرفتیم ... ولی خدا به داد بچه ها برسه ... برگشتن حتما باهاشون مصاحبه میکنم ...
منتظر خبرهای بعد هم باشید ...
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: ناسا،
همه چیز درباره شاتل فضایی و ساختار موشک
داستان ساخت شاتل
این
فضــــــاپیما ها به ترتیب ساخت انترپــــرایزر، کلمبیا، چلنجر،
دیســـــــــکاوری، آتلانتیس واینــــــــــــــدیور نامیده شده اند.اینترپرایزر
ابزاری آزمایشی و آموزشی بود که توانایی پرواز به فضا را نداشت.ولی پنج
فضا پیمای دیگر از اوایل دهه ی 1980 در فعالیت های فضایی آمریکا بکار
گرفته شدند،وشاتل کلمبیا برای اولین باردر12 آوریل1981 به فضا پرتاب شد.البته
باید در نظر داشت که در حال حاضر فقط سه شاتل دیسکاوری، آتلانتیس و
ایندیور به صورت فعال در ماموریت های فضایی استفاده می شوند زیرا شاتل
چلنجر در دهمین ماموریت خود درسال 1986 در حین پرتاب منفجر شد و کلمبیا
نیز در سال 2003 در بازگشت از بیست و هشتمین ماموریت خود از بین رفت .اجــــــــــــــــزای شاتل1
)مـــــــــدارگـرد بالــــــــــدار
این
بخش از لحاظ شکل شبیه یک هواپیما است ومحلی برای حضور شرنشینان وحمل بار
است.در واقع مدارگرد تنها بخش شاتل است که کاملاً از جو خارج می شود و در
مدار زمین قرار می گیرد و بعد از انجام ماموریت مانند یک هواپیما در سطح
زمین فرود می آید،تا بعد از بازسازی ،آماده پروازهای بعدی شود.هر مدارگرد
دست کم صد بار می تواند در مدار زمین قرار گیرد.جنس بدنه ی مدار گرد از
آلیاژ آلومینیوم است.هر مدارگرد شامل سه بخش کابین ،اتاق بار و موتورها است. کــابیــــن
بخش جلویی مدارگرد است و برای حضور سرنشینان طراحی شده است . فشارهوا
دراین بخش توسط دستگاهی برابربا فشارهوا درسطح زمین تنظیم می شود. اتـــــاق
بــــارپس از کابین، تعبیه شده است ومحلی برای قرار دادن
بارها(حداکثر22تن درهرپرواز) است.در محور طولی این اتاق درب هایی تعبیه
شده است که هنگام تخلیه ی بار باز می شود و بارها توسط بازوی هیدرولیک
تعبیه شده در اتاق بار،درمدارمناسب رها می شوند.مــــوتــــورها: از جمله موتورهایی که در قسمت مدارگرد قرار دارند می توان به موارد زیر اشاره کرد:سه موتوراصلی که از همان ابتدای پرتاب روشن شده و نیروی لازم جهت کشش 170
تن از جرم شاتل را فراهم می کنند .این سه موتور فقط برای صعود اولیه
طراحی شده اند.دو سیستم مدیریت مقصد،در بخش عقبی مدارگرد روی دم ها که
برای قرار دادن شاتل درمدار نهایی ویا تغییر مکان شاتل ازمداری به مدار
دیگرو نیز کم کردن سرعت شاتل در هنگام فرود بکار می روند. البته موتورهای
کوچکی هم در دماغه ی مدارگرد تعبیه شده که هر گاه لازم باشد، برای
کارهایی مثل تنظیم تلسکوپ یا عکسبرداری اززمین مدارگرد جابجا شود، برای
چند لحظه روشن می شوند تا مدارپیما براحتی بچرخد.2)موشک های بالابرنده
دو
موشک کمکی با سوخت جامد که ازموشک های مرحله های اول پرتاب محسوب می شوند
وباعث سریعترشدن صعود می گردند. این دو موشک در دو طرف مدارگرد
قراردارند،وبا تمام شدن سوختشان از مجموعه ی شاتل جدا شده وبا چتر در
اقیانوس فرود می آیند و پس از صید و بازسازی مجدداًبرای ماموریت های بعدی
استفاده می شوند.بدنه ی هر یک ازاین موشک ها فقط یک سانتیمتر ضخامت دارد
ودر واقع سعی شده که این موشک ها تا حد امکان سبک ساخته شوند، بااین حال
هریک ازاین موشک ها 59تن جرم دارند.وقادربه بلند کردن1300تن جرم از زمین
می باشند.3)مخزن بیرونی سوخت مایع
در
پشت مجموعه ی شاتل مخزن نارنجی رنگی قرار دارد که مخزن بیرونی سوخت نام
دارد، وظیفه ی این تانک عظیم حمل سوخت برای موتورهای اصلی مدارگرد است.این
مخزن با 48 متر ارتفاع و 8 مترعرض با 705تن سوخت هیدرازین و نیتروکسید
نیتروژن پر شده و در کل 738تن جرم دارد.جنس مخزن از آلیاژ آلومینیوم-
لیتیوم است و فقط سه میلی متر ضخامت دارد.روی این پوسته لایه ای از فوم
قرار می گیرد،که عایقی نارسانا،بسیارسبک و مقاوم دربرابر فشار هوا است.
تنها این بخش از شاتل است، که قابلیت استفاده ی مجدد را ندارد و پس از
اتمام سوختش از مدارگرد جدا شده وطبق برنامه بر اثر برخورد با جو زمین می
سوزد واز بین میرود.پرتـــــــاب شاتـــــــل
هم
اکنون شاتل بر روی سکوی پرتاب است.در آستانه ی پرتاب و در حالی که مجموعه
ی کامل شاتل بر روی سکوی پرتاب است،مخزن بیرونی با اکسیژن و هیدروژن مایع
پر می شود.شمارش معکوس شروع شده و پس از شش ثانیه ،ابتدا موتورهای اصلی
وسپس موشک های بالابرنده روشن می شوند.و سرانجام شمارش معکوس به صفر می
رسد، حلقه های نگهدارنده ی سرشاتل کنار رفته و شاتل با صدایی مهیب گهواره ی
بشر را به مقصد فضای بیکران ترک می کند. توان شاتل در این لحظه 140
میلیون اسب بخار است.شاتل
در 30 ثانیه نخست به فراز بالاترین ابرها در ارتفاع 10 کیلومتری از سطح
زمین می رسد.در حدود 80درصد نیروی پیشران شاتل را در این لحظات جفت موشک
بالابرنده تأمین می کنند.سوخت این موشک ها چنان سریع مصرف می شود که فقط 2
دقیقه پس از پرتاب، شاتل به ارتفاع 45 کیلومتری رسیده است.در این
هنگام،موشک های خالی ازسوخت از شاتل جدا شده وبا چتردراقیانوس فرود می
آیند.حالا نوبت به تک تازی موتورهای اصلی شاتل می رسد.گرانش کمتردراین
ارتفاع و سرعت اولیه ی زیاد سبب می شود،شاتل هم چنان بالا رود. 8 دقیقه پس
از پرتاب،سوخت مخزن بیرونی تمام شده و موتورهای اصلی شاتل در ارتفاع 111
کیلومتری از سطح زمین، درمحیط فضا و در لایه های بسیار رقیق کره ی زمین
خاموش می شود و شاتل با سرعت اولیه ی بدست آورده ،در مداری پایین قرار می
گیرد. اکنون زمان رهایی مخزن بیرونی فرا رسیده است. مخزن کنده می شود و در
برخورد با جو زمین می سوزد. حالا مدارگرد تنهاست، اینک زمان روشن شدن
موتورهای مانور مداری است تا شاتل را به هدف مداری خود برسانند.شاتل ها
معمولاً به 185تا 1110 کیلومتری از سطح زمین می روند،منطقه ی نسبتاً امن
که خودبخود از زباله های فضایی پاک می شود.در این ارتفاع ، حاشیه ی جو
زمین همچون ترمزی عمل می کند و زباله های فضایی را آن قدر پایین می کشند
که دراثر برخورد با جو بسوزند. مـــــاموریــت شـــــــاتل
حالا
نوبت انجام ماموریت ها واهدافی است که شاتل برای انجام آنها به فضا اعزام
شده است.این ماموریت می تواند قراردادن یک یا چند ماهواره ویا تلسکوپ
فضایی در مدارزمین ویا تعمیر ماهواره ها باشد. برای انجام این کارها درب
های محور طولی اتاق بار کنار رفته و ماهواره توسط بازوی هیدرولیک در مدار
مناسب رها می شود. تعمیرماهواره ها در فضا به دو صورت انجام می شود،اول
آنکه ماهواره ی مورد نظر با بازوی هیدرولیک گرفته شود وبه محل خاصی در
اتاق بار ملحق شده تا فضانوردان به تعمیرآن بپردازند. اما درروش دوم بین
ماهواره و مدارگرد الحاقی صورت نمی گیرد،بلکه بازوی هیدرولیک فضانورد را
همراه با قطعه ی تعمیری به ماهواره نزدیک می کند. البته انتقال ماهواره
ها از فضا به زمین برای تعمیر اساسی و نیز جمع آوری زباله های فضایی و
انتقال آنها به زمین نیزازدیگروظایف شاتل ها است.فرود شاتل
پس
از آنکه ماموریت مدار پیما به اتمام رسید، نوبت به بازگشت به زمین می
رسد.در اول فوریه 2003 قدیمی ترین مدارپیمای ناسا در هنگام فرود،در ارتفاع
200هزار پایی بالای سطح زمین منفجر شدو تمامی سرنشینان آن جان باختند.پس
بازگشت مدارپیما نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وقتی
شاتل در مدار گردشی خود به دور زمین ، به محل مناسبی در بالای کره ی زمین
رسید ، دو موتور کوچک در زیر بال های شاتل به مدت سه دقیقه و پانزده
ثانیه روشن شده ، تا مدار پیما از مسیر گردش به دور زمین خارج شود و به
سمت آن سرازیر شود.شاتل
در مسیر خود به سوی زمین با جو روبرو می شود که با زاویه ای خاص به آن
حمله می کند. این زاویه و البته فشردگی هوا در جو ،دمای سطح بدنه ی مدار
گرد را به شدت بالا می برد. برای جلوگیری از سوختن مدار گرد از سپرهای
حرارتی در قسمت بدنه ی مدارگرد(مخصوصاً دماغه و سطح زیرین) استفاده شده
است. این سپرها که از جنس آلیاژ سیلیکون می باشند، پیش تر نیزدر کپسول های
فضایی بکار رفته ، اما سپرهای بکار رفته در شاتل یکپارچه نبوده و
ازهزاران قطعه تشکیل شده(حدود 20548 قطعه)، که به کاشی های سیلیسی معروفند
.بعد
از گذر از جو و خاموش شدن موتورها در واقع مدارگرد عملا شبیه به هواپیمای
گلایدر بدون موتوری است ، که فقط یک فرصت برای فرود دارد.باند فرود
مدارگرد، مانند باند فرود هواپیما است اما بسیار طولانی تر،و این به دلیل
سرعت بسیار زیاد شاتل در هنگام فرود است (2400 مایل در ساعت ، حدود 40
برابر سرعت فرود هوا پیمای مسافربری).البته این سرعت،در واقع حداقل سرعت
برای فرود است بدین معنا که مدارگرد با رسیدن به بالای اقیانوس هند، در
مدار گردشی خود به دور زمین (تقریباً نقطه ی مقابل آمریکا) و روشن کردن
موتورها برای چند دقیقه وگذر ازجو تا رسیدن به محل فرود در آمریکا(که حدود
9ساعت زمان میبرد)، با انجام مانورهایی درهوا سرعت خود را به حد قابل
توجهی کاهش می دهد. بعد
از توقف مدارگرد،کلیه ی مراحل فرود توسط متخصصین بررسی می شود.سپس اعضای
گروه بازرسی جستجو می کنند تا هیچ ماده ی خطرناکی نشت نکند.پس از آن مدار
گرد با گاز آمونیاک خنک شده،سوخت اضافی تخلیه می شود .بعد از این مراحل
فضانوردان اجازه ی خروج دارند وبا پایین آمدن آنها از پلکان متحرک ماموریت
فضایی به پایان می رسد.از
جمله پایگاه های دارای باند فرود شاتل می توان به ایستگاه کندی در
فلوریدا، ایستگاه ادوارد در کالیفرنیا وایستگاه بندری شن های سفید در
نیومکزیکو اشاره کرد.اما باید درنظر داشت که فقط ایستگاه کندی دارای سکوی
پرتاب است پس اگر به هر دلیلی از جمله نا مساعد بودن هوا در فلوریدا، فرود
در پایگاه دیگری انجام گیرد، شاتل برای تعمیر و پرتاب مجدد باید به
ایستگاه کندی منتقل شود.برای انتقال از یک فروند هوا پیمای بویینگ 747
استفاده می شود.شــــــــاتل تعمـیــــر و آ ماده سازی شاتل
های فضایی پس از انجام هر ماموریت نیاز به بازسازی وتعمیر دارند، که این
کار حداقل 18 هفته طول می کشد.به محض رسیدن مدارگرد به پایگاه کندی کار بر
روی آن در ساختمان بزرگی شروع می شود. در آنجا فضاپیما با بازوی مکانیکی
تا ارتفاع سی متری بالا میرود.انجام عملیات آماده سازی فضاپیماها برای
سفربعدی به 761 هزار گوناگون نیاز دارد.هدایت عملیات بازسازی فنی را
رایانه ها برعهده می گیرند. درجه حرارت ها، مقدار فشارها، وضعیت دریچه ها و
کلید های اتصال، همگی در صدم ثانیه بازرسی دقیق می شوند.کارشناسان دیگری
نیز مشغول کار بر روی دو موشک سوخت جامدند.این موشک ها روی سکوی متحرکی
آماده می شوندو سپس به محل اتصال با مخزن بیرونی سوخت فرستاده می شوند.
پس از این مدارگرد هم به این مجموعه وصل می گردد.در سکوی پرتاب، در ساحل
اقیانوس اطلس در فاصله ی شش کیلومتری از این ساختمان، کارشناسان در
انتظارند تا شاتل فضایی به آنجا منتقل شود. برای انتقال فضاپیما از ساختمان
مونتاژ به سکوی پرتاب از بزرگترین خودرو ساخت بشریعنی کراولراستفاده می
شود. شانزده جک هیدرولیک، سکوی بازسازی متحرک و شاتل سوار بر آن را یکجا
بلند کرده و بر روی سکوی پرتاب قرار می دهند
به قلم: مریم حجازی مطلق موضوع: شخصی،
سلام ... به همه دوستای وبلاگی عزیزم .... نمی دونم چی بگم ... اما این روزها حتی نای نوشتن هم ندارم چه برسه به اینکه بخوااام به مطلبی فکر کنم ... فقط یکم خستم ... نیاز به ی مسافرت دارم که نمیشه چووون دانشگاهم ... چووون خستم .. از ترم قبل ... ترم تابستونم دارم که به اندازه خووودش دردسر داره ... شاید ی چند وقتی سر نزنم ... شاید برای خووودم چند ماهی زندگی کنم ... اگه قبول بشم در یک آزمونی ... میشه گفت 15روز مشهدم ... ترم جدید از فردا سه شنبه شروع میشه ... فقط میدونم که تا الان ج معدلم نیومده شدم 19.65 اگه جواب دو تا از درسامم بیاد کلا دیگه تکمیل میشه نمراتم و بعد میگم که افتضاحاتم چطوریه .... ترم تابستون رو با گرمایی تاکستان از فردا شروووع میکنیم ... امیدوارم بشه ... فقط امیدوارم بتونم از پس امتحاناش بربیام ... سخته اما اگه بخوام میشه ... اگه خدا کمکم کنه ... خدا صدامو میشنوی؟ ازت کمک می خوام ... خدا روتو ازم برنگردوووون